یادداشت های روانشناسی
Открыть в Telegram
اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 هماهنگی جلسات کوچینگ: @elnazalaei
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
595
Подписчики
+5324 часа
+497 дней
+4930 дней
Архив постов
کسی که دوستت داره، لزوماً نمیمونه؛
اما اگر دوستت داشته باشه، رفتنش هم لزوماً به معنی بیارزش بودن تو یا نبودن عشق نیست.
آدمها فقط با قلبشون تصمیم نمیگیرن.
عشق هست،
اما انتخاب، مسیر زندگی، مرزها، نیازها و توان موندن چیزهای دیگهای هستن.
مثل مادری که عمیقا فرزندش رو دوست داره، ولی نمیتونه تو زندگی مشترک بمونه، و زندگیش رو ترک میکنه، و دیگه دائم پیش فرزندش نیست.
کسی که دوستت داره، اما میفهمه برای موندن کنار تو، باید از بخش مهمی از خودش بگذره.
مثل فردی که عاشق پارتنرشه، ولی میفهمه که این رابطه داره به هر دو نفر آسیب میزنه.
من یه نظریه کم طرفدار دارم:
کسی که دوستت داره، ممکنه بره و رفتنش هم «لزوما» به معنی دوست نداشتنت نیست.
و حتی کسی که میمونه، «لزوما» موندنش به معنی دوست داشتنت نیست.
«کسی که دوستت داره، میمونه»
این جمله خیلی زیاد به چشمم میخوره.
چقدر باهاش موافقین؟
کمال گرایی اینجوریه که داری سه تا کار رو همزمان با هم پیش میبری و باز هم بعضی روزها حس میکنی هیچ کار مفیدی نکردی.
در حالی که حتی لازم نیست هر روز زندگیت حتما مفید و پر ثمر باشه.
پاداش تلاش های ما، آنچه به دست میآوریم نیست، بلکه کسی است که به آن تبدیل میشویم.
-پائولو کوئیلو
عشق رو با «نجاتدادن» اشتباه نگیر.
فکر میکنی اگه به اندازهی کافی به طرف مقابل محبت کنی، بالاخره تغییر میکنه یا حالش خوب میشه.
اما حقیقت اینه که شما مسئول خوشبختی پارتنرتون نیستید؛ شما مسئول همراهیکردن هستید. حمایت کنید، اما بار عاطفی اون رو به دوش نکشید.
همهچیز قرار نیست درست شود.
بعضی چیزها فقط قرار است پذیرفته شوند.
اینکه یک نفر آنطور که میخواستی دوستت نداشت.
اینکه بعضی رابطهها به پایان رسیدند.
اینکه بعضی فرصتها از دست رفتند.
اینکه خودت هم انتخابهایی کردی که امروز انتخابشان نمیکنی.
پذیرش یعنی دست از جنگیدن با واقعیت برداری..
قرار نیست دیگه هیچ چیزی ناراحتم نکنه
فقط یاد گرفتم ؛هر اتفاقی رو با خودم تا چند روز حمل نکنم.
واقعا شخصیتی که تراپی ازت میسازه، تو یه لِول دیگهست.
یکی از اطرافیانم یه حرکتی کرد که اگر یکی دو سال پیش بود، احتمالاً چند روز آیندهی زندگیم تبدیل میشد به نشخوار فکری، غم، خشم، متهم کردن خودم و اون آدم، و حتی شاید گریه.
ولی الان؟
واکنشم فقط یه پوزخند بود و تمام.
اونم نه به خودِ اون شخص، بلکه به اون حرکت.
اینکه شب قبل خواب به اون موضوعات سخت فکر کنی، اره میشه گفت اوکیه.
ولی اینکه صبح تا چشماتو باز میکنی، همون فکرا بیان تو سرت یعنی اینکه قضیه خیلی جدیه
