یادداشت های روانشناسی
Открыть в Telegram
اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 هماهنگی جلسات کوچینگ: @elnazalaei
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
573
Подписчики
-224 часа
-47 дней
-430 дней
Архив постов
اون شعر فروغ که میگه:
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم...
ممکنه فرد همیشه شنوندهی مشکلات دیگران باشه، همیشه کمک کنه و همیشه در دسترس باشه
اما وقتی خودش خستهست یا به کمک نیاز داره، نتونه به راحتی بگه:
منم الان به حمایت نیاز دارم.
حتی از خودش میگذره تا دیگران احساس بهتری داشته باشن.
و بعد از مدتی ممکنه احساس خستگی، دلخوری یا حتی خشم کنه و با خودش بگه:
من برای همه بودم، اما وقتی خودم نیاز داشتم، کسی نبود.
چجوری شکل میگیره؟
فرد از کودکی یاد گرفته که باید مراقب احساسات و نیازهای دیگران باشه.
ممکنه در خانوادهای بزرگ شده باشه که یکی از اعضا همیشه نیازمند توجه بوده و کودک احساس کرده:
«من باید مراقب بقیه باشم.»
یا اینکه فرد وقتی به دیگران کمک میکنه، احساس ارزشمندی یا دوستداشتنی بودن پیدا میکنه.
و کمکم ممکنه این باور شکل بگیره:
«ارزش من به اینه که برای دیگران مفید باشم.»
طرحواره ایثار و اطاعت در ظاهر خیلی شبیه به همن چون در هر دو، فرد خودش رو کنار میذاره.
اما ریشهشون معمولاً متفاوته:
در اطاعت، فرد بیشتر از واکنش دیگران میترسه
اگر مخالفت کنم، عصبانی میشن، طردم میکنن یا رابطه به هم میریزه.
اما در ایثار، فرد بیشتر روی نیاز و رنج دیگران تمرکز داره
اون به من نیاز داره، نمیتونم تنهاش بذارم.
یعنی در اطاعت، ترس از پیامد مخالفت پررنگتره؛
اما در ایثار، احساس مسئولیت نسبت به دیگران پررنگتره.
روز دهم
طرحواره ایثار
طرحواره ایثار یعنی فرد به شکل مداوم نیازها و خواستههای دیگران رو به نیازهای خودش ترجیح بده؛ حتی وقتی این کار باعث خستگی، فشار یا نادیده گرفتن خودش میشه.
انگار ته ذهنش این جملهها وجود داره:
«اول بقیه، بعد خودم.»
«اگه من کمک نکنم، کی کمک کنه؟»
«نمیتونم ببینم کسی ناراحته و کاری نکنم.»
«نیازهای من میتونه صبر کنه.»
ممکنه فرد بارها کاری رو انجام بده که واقعاً دوست نداره، فقط چون نمیتونه نه بگه.
ممکنه در رابطه ناراحت باشه اما چیزی نگه.
از ترس ناراحت شدن دیگران، خواستههای خودش رو بیان نکنه.
و انقدر به نیازهای دیگران توجه کنه که بعد از مدتی حتی ندونه خودش واقعا وی میخواد؟ چی دوست داره و چی دوست نداره
اما این احساسات معمولاً برای همیشه سرکوب نمیمونن.
بعد از مدتها، به شکل خشم، دلخوری یا یک انفجار ناگهانی خودشون رو نشون میدن.
روز نهم
طرحواره اطاعت
طرحواره اطاعت یعنی فرد احساس کنه برای حفظ رابطه، جلوگیری از دعوا یا ترس از واکنش دیگران، باید خواستهها و نیازهای خودش رو کنار بذاره و مطابق میل دیگران رفتار کنه.
انگار در ذهنش این جمله وجود داره:
«اگر مخالفت کنم، ناراحت میشن.»
«اگر نه بگم، ممکنه منو ترک کنن.»
«خواستههای من اونقدرها مهم نیست.»
«بهتره چیزی نگم تا همهچیز به هم نریزه.»
دوست من یه چنل توسعه فردی زده
حتما مفید خواهد بود.
ازش حمایت کنیم🤍
https://t.me/tosefardyy
تو مقصر زخمی که بهت وارد شده نیستی؛ اما مسئول ترمیم زخمی هستی که امروز باهاش زندگی میکنی.
خوندن بعضی از اینها ممکنه براتون سخت باشه، چون فرد خودش توی بوجود اومدنشون مقصر نیست.
توی بزرگسالی اینطور خودش رو نشون میده که:
فرد اصلاً سراغ کارهایی که براش مهمه نمیره، چون از قبل مطمئنه که موفق نمیشه.
ممکنه یک موقعیت شغلی خوب رو امتحان نکنه.
برای یک آزمون مهم ثبتنام نکنه.
یا وقتی کمی سخت میشه، سریع کنار بکشه.
بلکه چون ته ذهنش میگه:
«فایدهای نداره، من از پسش برنمیام.»
گاهی هم فرد تلاش زیادی میکنه، اما هر موفقیتی رو کوچک میبینه و بیشتر حواسش به آدمهایی هست که ازش موفقترن.
وقتی کودک مرتب با دیگران مقایسه شده.
مثلاً بارها شنیده:
«ببین فلانی چقدر موفقتره.»
«تو هیچوقت مثل خواهرت نمیشی.»
«تو استعداد این کار رو نداری.»
گاهی هم کودک فرصت کافی برای تجربه کردن و موفق شدن نداشته.
کمکم ممکنه یک باور عمیق شکل بگیره:
«من به اندازه بقیه توانمند نیستم.»
روز هشتم
طرحواره شکست
طرحواره شکست یعنی فرد در عمق ذهنش باور داشته باشه که به اندازه دیگران توانمند نیست و در نهایت در کار، تحصیل یا مسیر موفقیت شکست میخوره.
انگار یک صدای درونی مدام میگه:
«من از پسش برنمیام.»
«بقیه از من بهترن.»
«هرچقدر هم تلاش کنم، آخرش شکست میخورم.»
«من استعداد کافی ندارم.»
فرد ممکنه قبل از اینکه واقعاً شکست بخوره، در ذهنش خودش رو شکستخورده بدونه.
بازم جنگ شد؟
واقعا دیگه این بلاتکلیفی و ابهام بین جنگ و صلح، سقوط و ثبات داره از پا درم میاره.
چجوری اینارو تاب میاریم؟ بسه دیگه.
مثلاً فرد تصمیم میگیره درس بخونه، اما به محض اینکه کمی خسته میشه، میگه:
«ولش کن، حالا بعداً.»
یا تصمیم میگیره پول پسانداز کنه، اما نمیتونه جلوی خریدهای لحظهای رو بگیره.
یا وقتی عصبانی میشه، نمیتونه احساسش رو کنترل کنه و خیلی سریع واکنش نشون میده.
تحمل کردنِ ناراحتی، ناکامی، خستگی یا به تأخیر انداختن لذت، سخت میشه.
روز هفتم
طرحواره خویشتنداری/خودکنترلی ناکافی
این طرحواره یعنی فرد در کنترل کردن هیجانها، تکانهها و خواستههای لحظهای خودش دچار مشکل باشه و تحمل سختی، ناکامی یا محدودیت براش خیلی دشوار باشه.
انگار ذهن میگه:
«الان میخوامش.»
«حوصله ندارم صبر کنم.»
«نمیتونم تحمل کنم.»
«سخته، پس بیخیالش میشم.»
در این طرحواره، فرد ممکنه برای رسیدن به اهداف بلندمدت، نتونه از بعضی خواستههای کوتاهمدت بگذره.
چیزی که خیلی مهمه در نظر بگیریم اینه که طرحواره ها باور و الگوهای اساسی ذهنمون هستن.
باور مثل لباس نیست که راحت بشه عوضش کرد.
باور مثل پوست تنه، پوست آدم کنده میشه تا یه باور رو عوض کنه.
