نــآز
Открыть в Telegram
شاید هیچچیز گم نشده؛ ما فقط پیداش نکردیم.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
628
Подписчики
Нет данных24 часа
+107 дней
-4030 дней
Архив постов
628
سبک زندگی بابا بزرگمو خیلی دوست دارم هر روز صبح سر ساعت بیدار میشه چایی رو دم میکنه صبحانشو میخوره و حتی صبحانه مامان بزرگمم واسش آماده میکنه و از خونه میره بیرون شبارو به گل و گیاهش و حیاطش میرسه حتی یه تایم مخصوصی برای چک کردن اینستاگرامش داره.
نکته جالب ترش اینجاست که حتی تو کارای خونه هم کمک میکنه ظرف میشوره جارو برقی میکشه حیاط رو جارو میکنه .
وقتی در کمدش رو باز میکنی همه لباس هاش اتو شده و مرتب گزاشته شده.
اون داره واقعا زندگی میکنه و از ثانیه به ثانیه زندگیش لذت میبره.
628
مدتیه دوباره دارم به باشگاه فکر میکنم امیدوارم هرچی زودتر برم سمتش.
چون صورتم داره شبیه خانم پاف میشه.
628
انقدر با خودم درگیرم که نمیدونم کی شب میشه و کی صبح، و همینطوری روزها دارن میگذرن.
هر روز یه چیز جدید از خودم پیدا میکنم. واقعاً روزهای عجیبیه واسم. انقدر سرم گرمه که اصلاً توی یه دنیای دیگهام.
خیلی از باغِ زندگی انگار دور شدم.
نمیدونم، هم خوبه هم بد؛ ولی امیدوارم بعداً حرفی برای گفتن دربارهاش داشته باشم که ارزش این ساعتهایی که داره از عمرم میگذره، حیف نشه.
مثلاً امروز به بنبست خوردم و به خودم گفتم: «خب، این آخرین توانمه! دیگه چیکار میتونم بکنم؟ دیگه بیشتر از این نمیتونم!» بعد گفتم: «حالا ولش کن، فعلاً نتیجهگیری بد نکن، وقتی تنها شواهدت پیشرفت کردنه.»
ولی بازم آدمیزادیام که ایدیاچدی داره و حتی اگر ایدیاچدی هم نداشت، باز هم بهعنوان یه انسانِ فانی، کاملاً انتظارات انتهاناپذیر و ابدیای دارم که واقعاً وحشتناکه.
خلاصه کل روزهام داره به یه همچین وضعیتی میگذره
