مأوای من
Открыть в Telegram
237
Подписчики
+2224 часа
+137 дней
+4730 дней
Архив постов
238
این مسخره بازی اداری چیه
شنبه میرم میگن چهارشنبه بیا
چهارشنبه میرم میگن هفته بعد بیا
خب نمیخوای کار مو راه بندازی بگو نیام دیگه
238
ببین عزیزدلم، تو مطمئنی فلان بلاگر و تیکتاکر و ... واقعا زندگیش به قشنگی ِاون چیزی هست که تو مجازی و جلو دوربین نشون میده؟ نه، مطمئن نیستی، از مشکلاتشم خبر نداری، پس بیخودی جوش نخور و فک نکن که خیلی عقبی
238
هر جا را نگاه میکنم، حرف از کربلاست...
یکی بلیت گرفته، یکی کوله بسته، یکی راه افتاده...
آقا جان، سهم من از این همه شوق فقط تماشا بود؟
میان آن همه زائر، من هم یکی...
پناه
238
توی رند ترین تاریخ سال، هیچ کار خاصی انجام ندادم. کاش حداقل یه چیزی باعث میشد لبخند روی لبم بیاد.. :)
238
لباسای من مختص دو فصلن، زمستونی و تابستونی، زمستونی برای پاییز هم جواب میده، تابستونی هم برای بهار، خوشبحال کسی که میخواد منو بگیره.
238
-وقتی بم میگن هنوز دوسش داری؟
من :
Yes Yes YesYes
YesYes Yes Yes Yes
Yes Yes Yes Yes Yes
Yes Yes Yes Yes Yes
Yes YesYes Yes Yes
Yes Yes YesYes
238
گفتیم چند روزی خبری از ما نباشد، شاید جای خالیمان را حس کند...
نفهمیدیم کی نبودنمان برایش عادت
بی نام
