Dia's Diary𖦹
Открыть в Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
БольшеИран131 956Категория не указана
424
Подписчики
+424 часа
+47 дней
-1230 день
Архив постов
424
کلا روزها با عجله دارن میگذرن و من دارم از کارهام جا میمونم و نمیتونم برنامه هامو بچینم:(
424
Alice - Alice in wonderland
دلم میخواد ده خط درموردش بنویسم. ولی فقط میتونم بگم کنجکاو، کنجکاو، کنجکاوی. همیشه دنبال چیزهای نو میدوم تا بهشون برسم و بین اون آدم ها و موجودات عجیب و غریب زندگی کنم. دیدن یک خرگوش که میگه دیرم شده! دیرم شده! برای همه عجیبه. اما من دنبالش میرم تا ببینم چرا دیرش شده؟ با کلاهدوز و خرگوش دیوانه چایی میخورم. به گربه میگم خیلی برام فرقی نداره که کجا برم. و اون میگه پس فرقی هم نداره که از کدوم طرف بری.
424
12 تا مداد طراحی و یک دفتر طراحی خریدم چون برای شروع دوره ابزارم ناقص بودن. الان که فکرشو میکنم این اولین باریه که تصمیم گرفتم طراحی رو تخصصی یاد بگیرم؛ همیشه تکه هایی رو از گوشه و کنار ها جمع میکردم و طراحی میکردم، همیشه هم به خودم میگفتم "یه روزی بالاخره یاد میگیرم" امیدوارم اون روز رسیده باشه که شروعش کنم.
424
خیلی عجیبه که تمام تصمیمات زندگیم رو با تاس میگیرم. یه تاس دستمه و همیشه باهاش برنامه هامو میچینم. برای همینه زندگیم اینجوری شده دیگه. محور اصلی زندگیم دست خودم نیست؛ بیدار شم؟ تاس. بخوابم؟ تاس. کی درس بخونم؟ تاس. فیلم چی ببینم؟ تاس. طراحی کنم؟ تاس. زنگ بزنم؟ تاس. برم باشگاه؟ تاس. غذا چی بخورم؟ تاس. ریسک کنم؟ تاس.
