Dia's Diary𖦹
Открыть в Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
БольшеИран124 197Категория не указана
496
Подписчики
-124 часа
-157 дней
-2130 дней
Архив постов
495
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
سلام من بهت غریبهی دور افتاده! خواستم بگم از این تابستون چیزی جز دلتنگی عایدم نشد. راستش دلتنگی چیز دوستداشتنیای نیست، به خاطر اینکه مدام میزنه تو کلهات و بهت میگه دیگه گذشته رو نداری. و من میخوام خلافش رو بهش ثابت کنم، من خاطرههارو دارم. تو همیشه از اینکه کلی خاطره تو ذهن آدم وجود داره و از بین نمیرن و میمونن و پررنگتر هم میشن غمگین میشدی. ولی بذار برات بنویسم که من دیگه یاد گرفتم از وجود خاطرهها آزرده نشم، برای اینکه خاطرهها یک پیام خیلی مهمی برای ما دارن، اونم اینکه وقتی انسان یک چیز با ارزش رو از دست میده، باید نیمهی پر لیوان رو ببینه، اینکه هنوز یک بخشی از وجود اون چیز باارزش کنارش نفس میکشه، همراهش قدم برمیداره و همیشه هست. آره غریبه؛ می دونم چقدر خاطرهها به جای اینکه حال دلمون رو خوش کنن بیشتر اذیتکنندهان، ولی باید بدونی وقتی این همه خاطره از چیزهای از دست رفتهات داری همین یعنی یک خوش شانسی. یعنی چقدر خوب که انسان این قابليت رو داره که همهچیز رو اونم بدون خواستهی خودش توی ذهنش بنویسه، بکشه و داشته باشه. حتی چیزی رو که از دست داده. حتی اونی رو که کنارش نمیبینه. و به نظرم وقتی اینهارو میبینم، اون دست بزرگ دلتنگی که مدام میکوبونه تو سرم رو نادیده میگیرم، چون دیگه نمی تونه با گستاخی جلوم بایسته و بگه گذشته رو ندارم، چون که دارم، همیشه و تا ابد هم دارم.
495
Repost from جلد دوم دفترچه خاطرات من
وانیام18سالم هست تجربی میخونم ولی دوست دارم روانشناس بشم
اشپزی کردن،قهوه خوردن،فرش قرمز ایرانی،والیبال بازی کردن،نامه نوشتن،ستاره کشیدن*یوتیوب دیدن،خرید ماگ،بازی کردن با نینی ها،نوازش گربه ها،نگاه کردن ب اسمون،بيرون رفتن،خوراکی خوردن،کتاب خوندن،نوشتن،اهنگ گوش دادن و رقصیدن،لبخند زدن به دیگران،خوب کردن حال دیگران،دوچرخه سواری،تعریف اتفاق های روزم،امتحان کردن چیز های جدید جزو کار های مورد علاقم هست
از ج.ا متنفرم و اسلام ستیزم
اینجا از روزم میگم اشپزی میکنم درس میخونم از خودم عکس میزارم از چنل های مورد علاقم چیز میز میزارم غر میزنم و ادم پر حرفی هستم
