house of vamps🔒
Открыть в Telegram
᪲ 🍒 𝖠𝗆𝗈𝗇𝗀 𝖺 𝖻𝗂𝗅𝗅𝗂𝗈𝗇 𝗏𝗈𝗂𝖼𝖾𝗌, 𝗒𝗈𝗎𝗋𝗌 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖺𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌 𝖻𝖾 𝗁𝖾𝖺𝗋𝖽 ‼️ 𝆬 • 𝖡𝗅𝖺'𝗌 𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋 : @i1uvbot •
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
475
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2530 дней
Архив постов
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢7
+4
با ضربه پسر،صورتش به طرف دیگه چرخید. "کل زورت همین بود جناب جه یون؟" جیک نفسی کشید و با تمام قدرتش بلند شد،مشت محکمی به شکم جی زد. "فعلا که زور تو همینقدره جی" جی در حالی که شکم دردمندشو گرفته بود،مشت محکمی حوالی صورت پسر کرد که باعث خونی شدن صورت پسر شد و بلافاصله مشتای محکم تری به پسر میزد تا جایی که جیک از حال رفت. با سوت داور،بازی به اتمام رسید و صدای تشویق بالا رفت،بعد از حدود ده دقیقه کل سالن خالی شد. جی به سرعت به سمت پسر رفت. "جیک چشماتو باز کن،وای من به پسرم آسیب زدم" با ندیدن حرکتی از سمت پسر محکم تر تکونش داد و شدت گریه هاش بالا رفت. "جیک بیدار شو لطفا جیک" آخر جملشو با صدای بلندی گفت که باعث بیدار شدن پسر شد. "جیا" جی با شنیدن صدای آشنایی چشماشو باز کرد و پسر رو به آغوش گرفت. "جیک لطفا پسرتو ببخش،نباید بهت آسیب میزدم" جیک لبخندی خواست بزنه که ناگهان از درد صورتش جمع شد. جی با دیدن صورت جمع شده پسر خودشو لعنت کرد که همچین بلایی سر پسرش آورده،بدون گفتن حرفی پسر رو بلند کرد به سمت بیرون از سالن برد. به خودش قول داده بود که هیچوقت نزاره نه خودش نه جیک پا به اینجا بزارن.𝐉𝐚𝐲𝐊𝐞➤
Repost from vamp's all mine
every session peeled away another memory.
every pill took someone he luved.
the cruelest part was that only one of those things was real.
for him, luv can become the safest lie his lonely mind has ever told.
if the memory feels real, does the truth still matter? like a parasite.
Repost from ㅤcatharsıs ( rest )
𝖱𝖾𝖽 ’𝗇 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄
# 𝗒𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎 : 𝗌𝖼𝗁𝗈𝗈𝗅 𝗅𝗂𝖿𝖾 .
- اتصال نخ قطع شده بود؛ پایانِ داشت سر میرسید، پایانِ دنیا برای بومگیو.
Repost from N/a
𝘍𝘳𝘰𝘻𝘦𝘯 𝘏𝘦𝘢𝘳𝘵
𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳: 1
_𝘞𝘩𝘺 𝘢𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘩𝘦𝘳𝘦? 𝘞𝘩𝘺 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘶𝘤𝘬 𝘥𝘪𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘣𝘢𝘤𝘬!? +𝘔𝘺 𝘚𝘶𝘯𝘨𝘩𝘰𝘰𝘯, 𝘢𝘯𝘺𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶'𝘳𝘦 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘴𝘯'𝘵 𝘩𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘮𝘦.@Shim_Ramyeonbot
Repost from 🔒ALL LIPS GO BLUE
℘ ᪵His favourite barber . pt.6
" برای باور کردنش اول باید قبول میکردم که واقعیه.. اما به خودم قول داده بودم که همین یه امشب، واقعیتها رو کنار بذارم.. چشمهام رو ببندم و بگم زیادی فکر کردی که باز اینجوری شده.. اما ناخودآگاه با دوباره دیدنت داغ میشن.. ترجیح میدم باز نگهشون دارم.. چون این ساعت هوا خنکه.. و تو هستی"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
Repost from N/a
@/oneb1llion 💽,
I finally killed my pride. I saw you yesterday and felt a funeral inside. Like someone I love died, and they asked if I wanted to see the body. I know it won’t be the same. It will hurt me so badly I’ll choke on your name. But how could I let this go? I love you more than I love anybody. This must be a nightmare it couldn’t be a dream. I’ll watch you in the shower I’ll rub all your limbs clean. I’ll rinse off all the wounds we caused when we were being mеan. I’ll dry you off and hold you and kiss you in between. Your friends will all be happy and minе will wonder why. Your mother will start to worry why you made your lover cry. My father will be angry and you’ll be left alone.
