نبض خاطــ🍃ـرات
Открыть в Telegram
^^روزمرگی ها، بی هیچ مقصدی، فقط برای بودن و گذر از لحظه ها^^ لینک ناشناسمون: https://t.me/HarfChatBot?start=8f26982f1570
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
353
Подписчики
+3424 часа
+257 дней
+4830 дней
Архив постов
https://t.me/nbz_khtrt/3196
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم
من میتوانم میشود،آرام تلقین میکنم
کمکم ز یادم میروی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخیاش صد بار تضمین میکنم:)💔
جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز مردمی
ز گیتی دو چیز است جاوید و بس
دگر هر چه بینی همه باد و خس
چو مرگ اندر آید، ببندد دو دست
نه تاج و نه تخت آیدت در نشست
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت زین و گهی زین به پشت
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
خرد چشم جان است چون بنگری
تو بیچشم شادان جهان نسپری
به گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست
هر آن کس که دارد روانش خرد
به تاریکی اندر چراغش برد
جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهرهٔ ما همه غفلت است
- فردوسی
خود اسیرانند در بندِ جفای ظالمان،
بر اسیرانِ عرب این نوحهها چون میکنند؟
دردِ خویش از یاد برده، مرهمِ بیگانهاند،
خویش در آتش نشسته، ناله بر آنان کنند.
گر عدالت آرزوست، از خویشتن آغاز کن،
چون توان با دستِ آلوده، دادِ مظلومان کنند؟
پردهها افتد ز رویِ زهدِ اهلِ روزگار،
آن زمان دانند با خود، چه معاملهها کنند.
نانِ مردم را بگیرند و دم از تقوا زنند،
کاخها برپا کنند و صحبت از ایمان کنند.
هر که بر رنجِ کسی خندد، شریکِ ظلم اوست،
گرچه شب تا صبح بنشیند، دعا و افغان کنند.
آدمی گر دردِ انسان را نفهمد، آدمیست؟
با چه رویی خویشتن را وارثِ انسان کنند؟
Zeta✒️
راستش اینو دیروز نوشتم و واقعا خودم خیلی خوشم اومد اگه به نظرتون خوب نیست که بزارین چنل به عنوان چالش بگین من یک شعر هستش اونو بفرستم
از بیم رقیب جستوجویت نکنم
وز طعن حسود گفتوگویت نکنم
لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم..
بی تو مهتاب شبی باااز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم...
کاااش کسی درکش نکنه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
https://t.me/Abrikenabarid11
