V e n u S i a n🪴
Открыть в Telegram
237
Подписчики
-524 часа
-57 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
چه سرزمين غمگينى!
بدون دستها و سايهها
عكسها و قابها
نه يک پرنده براى تو
نه يک پرنده براى من
كه يک گلوله براى تو
و یک گلوله براى من
چه عدالتى محبوب من!
ما شايد
همان ترانهيى استيم
كه ييش از پايانش
از زبان آخرين جریگ
جریگ
به خاک مى افتد.
سلام
به دخترِ دورترینِ دورها
امیدوارم خوب و سلامت باشی
و قلبت مثلِ همیشه بهاری باشد
و فصل زیبابودن، در تو به آواز و رقص بپردازد.
عکسهای کانالت را دیدم
و یک سوألِ بدونِ پاسخ ذهنم را درگیر کرده است🥲
زهره، آیا تو در بهشت زندگی میکنی؟؟؟
سرزمین تو چقدر درخشان است!
انگار فرشتهایست که لباس از تَن بَر کنده
انگار قلبیست برای رویادیدنِ خارج از خواب...
تو چقدر خوشبخت هستی که افتخار داری که با پاهایت بر آن سرزمین بایستی و از مردم به دورترین دورها بروی، تا به دلیلِ زهره بودن و به آفرینش برسی.🤍
