V e n u S i a n🪴
Открыть в Telegram
237
Подписчики
-124 часа
-77 дней
-130 дней
Архив постов
Repost from The Last Of House Romanov
عزیز من، آدمی در تلاطم گاه غیرارادی به خود ضربه میزند. تلاش کن آرام شوی، آرام بگیری.
او باور داشت که دنیای بدون عشق دنیای مُردهای است و همواره ساعتی فرا میرسد که آدم از محبس و مرارت و شهامت برای مطالبهی سیمای محبوب و حتی قلبِ مسحورِ مهربانی به تنگ می آید.
#طاعون
من اینجا
دلم سخت معجزه میخواهد
و تو انگار معجزههایت را
گذاشتهای برای روز مبادا
🥲
پلالوار
ما گریه کردیم
و شاخهی نزدیک دستمان را
شکستیم
و گریه کردیم
ما فقط گریه کردیم
نمردیم.
#رضابروسان
آخرش اینکه آدم متوجه می شود هیچ کس قادر نیست واقعاً به دیگری بیندیشد، حتی اگر دچار بزرگترین مصیبت باشد. زیرا اگر بخواهیم واقعاً به دیگری بیندیشیم، باید دقیقه به دقیقه در فکرش باشیم، بی آن که چیزی حواس مان را از او پرت کند، نه کارهای منزل، نه مگسی که بغل گوش مان می پرد، نه گرسنگی، نه خارش.
اما مگس و خارش هرگز دست از سر آدم بر نمی دارد. آن چه زیستنِ زندگی را سخت می کند همین است. و مردم این را خوبمی دانند.
#طاعون
#آلبر_کامو
Repost from سبز.
تو زیبایی؛ تو به اندازه غمی که در چشمهایت پنهان کردی، زیبایی.
تو به اندازه لبخندی که دربرابر سختیها میزنی، زیبایی.
ماه من؛ تو به اندازه تمام اسرار تاریک و ناگفته درونت، زیبایی.
