زثولیت
Открыть в Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
216
Подписчики
-124 часа
+27 дней
+4530 дней
Архив постов
216
یادم میآید شبی دیگر نتوانستم تحمل کنم ... فکرنمیکنم هیچوقت در زندگیام این قدر سختی کشیده باشم. هم به حیث روحی، هم از لحاظ جسمی. بماند اینکه واژهٔ «سختی» به اندازهٔ کافی گویا نیست.
... یک ساعت بعد، تمام مشکلات ناگهان حل شد و همهچیز به حالت عادی بازگشت. متوجه شدم گریه کردهام. آن هم چه گریهای، گریهٔ شادی. درست است گفتم تا آن شب هیچوقت تا این اندازه احساس خستگی نکرده بودم، ولی همهنگام هیچوقت تا این اندازه نیز خود را خوشبخت و آرام نیافته بودم.
[ ابلیسدرون - امانوئلکارر ]
216
نمیدانم خبط از کجاست که مسبب مطرودی از مدارم شده است.
خورشید منظومهام، کور و کر است و فعل فحوای این جمله، ماضی و مضارع. کلماتم نیز همچنان حجلهنشین آن کور و کر اند و حکم همان است که او بگوید، میگوید و لال او میشوند.
گاه منظومهام به گا میرود، چنان که دیگر منظومه نیست و معصومه است. (عامه، عمق گا را در تبدیل منظومه به معصومه نمیفهمد چرا که لفظ معصومه در معنای لغویاش به کار نرفته است)
باری، فیالحال تنها نظم حاکم، ممتد بودن اختلال در خبط صورت گرفته است. زث از مدار دور افتاده و منهایش را وادار به نعره میکند تا او را به مدار برگرداند، او یکسال است که با این احوال، غریبه شده است. شرح بیشتر این متن، مبدل به گزافه خواهد شد؛ اما بالاخره یک روز، دیر یا زود، زث بصلالنخاعاش را با دار پاره خواهد کرد.
#زث
216
اینطور متن های شما
من رو به یاد نوشتهها و کتابهای صادق هدایت میندازه...
https://t.me/Zethology/12476
216
رفاقت من و سپهر واقعا صده. بهم میگه درسته سخت و تلخ و دردناکه، اما ساختن باید از وسط همینها باشه. مشوقترینه و داداش تو فقط لب تر کن.
