ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

زثولیت

زثولیت

Открыть в Telegram

Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
214
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+5030 дней
Архив постов
مهم نیست، امیدوارم ته این قضیه بمیرم. هیچکس تاحالا براش نمرده.

منتها اگر قرار است همین باشد، اشکالی ندارد، من انسان منعطفی هستم، فقط جسارتاً کمی عجله کنید، یعنی اگر قرار است بدتر از این‌ها بشود، بشود تا من ببینم در این خراب‌شده جایی برای آویزان شدن هست یا نه.

همه چیز می‌توانست خیلی بهتر باشد. درواقع اگر یک اپسیلون از رنج کاسته می‌شد، جای دوری نمی‌رفت‌. حداقل‌اش این بود که من هر روز، در به در دنبال نشانه‌ای برای زنده ماندن نمی‌گشتم.

من فهمیدم درد واقعی، دقیقاً آن چیزی‌ست که نمی‌توانم بنویسمش.

4_5769475782564907725.mp38.93 MB

یک بار مامانم داشت براش توضیح میداد که آره خدا مارو از خاک درست کرده اینطوری کرده اونطوری کرده. حرفاش که تموم شد گفتم داداش تو میمونی!

شبیه به اینکه داداشم ازم میپرسه جهان چطور به وجود اومده و من به این فکر میکنم که یک موجود پنج ساله به چیزهایی فکر میکنه که بشر شاید چندهزار ساله درگیرشن.

بحث‌ ریسکی‌ای رو راه انداختم. ctrl z

این هم حرفیه.

صحبت سر اینه که زندگی راحت تر و بهتر هست که هدفش درست باشه برای مثال اگر که یه انسان فرض کنه که خر میتونه تبدیل به گوسفند بشه و تمام عمرش رو برای این باور هزینه کنه قطعا لذتی از زندگی نبرده و الکی خودش رو وارد سختی کرده درصورتی که کسی که حقیقت دنیا رو میدونه و آگاهه به اینکه هیچوقت خر نمیتونه تبدیل به گوسفند باشه داخل زندگی خودش عمرش رو برای این کار به باد نمیده و صرف کار های درست میکنه بحث خدا باوری و خدا ناباوری هم همینه بنظر من اینکه تو به خدا اعتقاد داشته باشی یا نه دوتا چیز کاملا متفاوت هست و باور به هرکدوم ابعاد زندگی رو کاملا تغییر میده و مهم اینجاست که چون ما دوست داریم قرار نیست خدا وجود داشته باشه یا بر عکس نداشته باشه بلکه حقیقت هست که مشخص میکنه واقعا که آیا خدا وجود داره یا نه که دوباره میگم همین که وجود داره یا نه هم برمیگرده به همون محوریت قبلی که چون بین این دوتا کلی فرق هست و دوتا سبک زندگی متفاوته و انسانی میتونه راحت و بهتر زندگی کنه که اهداف و باور هاش در راستای واقعیت این جهان باشه پس مهمه که باورت چی باشه

بین پرایوت‌شیرهای بی‌تربیتم تبعیض قائل نمیشم☝️

دوباره گفتم چون پرایوت‌شیرهاش دوتا شد.

Repost from زثولیت
پرایوت‌شیر بی‌تربیت، خودتو نشون بده.

پرایوت‌شیر بی‌تربیت، خودتو نشون بده.

این پیام به منظور اظهار تمایل نسبت به شنیدن نظریات شماست.‌ اگر جدای از تعریف‌ و تمجید‌های تملق‌آمیز، پاسخ و یا نقدی در امتداد فحوای این متن دارید، این پیام رو فوروارد کنید‌. می‌خونمتون.

آیا برای انسان سهل‌تر آن نیست که فرض کند نوری الهی در آسمان‌ها، ناظر به اوست؟ تبعات پذیرش، یا نفی این فرض چیست؟ درصورت پذیرش، انسان در می‌یابد که معنایی در آسمان‌هاست و بایستی از خود زمینی به خدای آسمانی برسد. اما در صورت نفی، او از آسمان و زمین تهی خواهد شد و اگر مطابق برخی از  اگزیستانسیالیست‌های ملحد، انسان معنا را در خود بجوید و نه در وصال خدا، درنهایت به چه چیز خواهد رسید؟ با فرض اینکه انسان فارغ از خدا، به مرتبهٔ زیستن زندگی‌اش و عشق به سرنوشت‌اش برسد، غایت روزگار او چه خواهد بود؟ علاوه بر زندگی را چگونه زیستن، چگونه مردن نیز حائز اهمیت است، پس پاسخ به این سؤال، جهت‌گیری فکری انسان را می‌سازد. پاسخ‌های من کجاست؟ من خدا را در خود بجویم یا او را نبش‌‌قبر کنم؟ زث مطابق سیر تحولات عرفانی‌اش، تا حد زیادی در خود، مکان الوهیت‌اش را یافته بود. با توجه به شرایط پیش آمده، یحتمل او دچار یتم معنوی شده است و اگر او در پاسخ یکی از این سؤالات خطا کند، علاوه بر یتیمی، احتمالاً قیمی را هم در خود راه نخواهد داد و این ابتدای دالان ورود او به ورطهٔ پوچی‌ست. #زث

این پیام به منظور اظهار تمایل نسبت به شنیدن نظریات شماست.‌ اگر جدای از تعریف‌ و تمجید‌های تملق‌آمیز، پاسخی در امتداد فحوای این متن دارید، این پیام رو فوروارد کنید‌. می‌خونمتون.

آیا برای انسان سهل‌تر آن نیست که فرض کند نوری الهی در آسمان‌ها، ناظر به اوست؟ تبعات پذیرش، یا نفی این فرض چیست؟ درصورت پذیرش، انسان در می‌یابد که معنایی در آسمان‌هاست و بایستی خود را در خدا بجوید، اما در صورت نفی، او از آسمان و زمین تهی خواهد شد و اگر مطابق برخی از  اگزیستانسیالیست‌های ملحد، انسان معنا را در خود بجوید و نه در وصال خدا، درنهایت به چه چیز خواهد رسید؟ با فرض اینکه انسان فارغ از خدا، به مرتبهٔ زیستن زندگی‌اش و عشق به سرنوشت‌اش برسد، غایت روزگار او چه خواهد بود؟ علاوه بر زندگی را چگونه زیستن، چگونه مردن نیز حائز اهمیت است، پس پاسخ به این سؤال، جهت‌گیری فکری انسان را می‌سازد. پاسخ‌های من کجاست؟ من خدا را در خود بجویم یا او را نبش‌‌قبر کنم؟ زث مطابق سیر تحولات عرفانی‌اش، تا حد زیادی در خود، مکان الوهیت‌اش را یافته بود. با توجه به شرایط پیش آمده، یحتمل او دچار یتم معنوی شده است و اگر او در پاسخ یکی از این سؤالات خطا کند، علاوه بر یتیمی، احتمالاً قیمی را هم در خود راه نخواهد داد و این ابتدای دالان ورود او به ورطهٔ پوچی‌ست. #زث

آیا برای انسان سهل‌تر آن نیست که فرض کند نوری الهی در آسمان‌ها، ناظر به اوست؟ تبعات پذیرش، یا نفی این فرض چیست؟ درصورت پذیرش، انسان در می‌یابد که معنایی در آسمان‌هاست و بایستی خود را در خدا بجوید، اما در صورت نفی، او از آسمان و زمین تهی خواهد شد و اگر مطابق برخی از  اگزیستانسیالیست‌های ملحد، انسان معنا را در خود بجوید و نه در وصال خدا، درنهایت به چه چیز خواهد رسید؟ با فرض اینکه انسان فارغ از خدا، به مرتبهٔ زیستن زندگی‌اش و عشق به سرنوشت‌اش برسد، غایت روزگار او چه خواهد بود؟ علاوه بر زندگی را چگونه زیستن، چگونه مردن نیز حائز اهمیت است، پس پاسخ به این سؤال، جهت‌گیری فکری انسان را می‌سازد. پاسخ‌های من کجاست؟ من خدا را در خود بجویم یا او را نبش‌‌قبر کنم؟ زث مطابق سیر تحولات عرفانی‌اش، تا حد زیادی در خود، مکان الوهیت‌اش را یافته بود. با توجه به شرایط پیش آمده، یحتمل او دچار یتم معنوی شده است و اگر او در پاسخ یکی از این سؤالات خطا کند، علاوه بر یتیمی، احتمالاً قیمی را هم در خود راه نخواهد داد و این ابتدای دالان ورود او به ورطهٔ پوچی‌ست. #زث