Avis🪿✨
Открыть в Telegram
اینجا ردِ پایِ روزهاییست که دیگر برنمیگردند🎀🛵
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 475
Подписчики
-524 часа
-497 дней
+19330 дней
Архив постов
1 467
ای خدااااا چقد ذوووق کردم براتووون بمونیدددد برای هم ایشالا و بتونید سختی های رابطه رو پشت سر بذاریدددد💘❤️
1 467
وای((((:
گوگولییبییااساشتشمششکصوثدصمیمصپششدسدسدسدسپسپ
از ذوق زیادم براتون کیبوردم دیگه منو گردن نگرفت
1 467
من با دوتا از خاله هام رفتیم کارواش بعد نشسته بودیم منتظر بودیم ماشین خالمو بشورن و یه آقاپسر با ماشینش وارد شد و اونم منتظر موند که ماشینشو بشورن و هی خالم. میگفت پسره نکات میکنه بنظرم خوبه اوکی شید گفتم من خوشم نمیاد سنمم کمه فعلا بهش فکر نمیکنم و این حرفا
بعد این قضیه تموم شد ماه بعد یکی به دوست صمیمیم که الان دیگه ارتباطی نداریم پیام داد
بعد دوستم کلاس زبانشون مختلط بود یه پسره ازش خوشش میومد که اون آقا پسر میشد دوست صمیمی مهدی
بعد بااکانت مهدی پیام داده بود به دوستم هیچی دیگه گفتم نه این همون پسرس که تو کارواش دیدیمش بعد دوستمم بهش گفته بود که دوستم دوستتو میشناسه و یکم از من گفت بعد فهمید که عن من همون دختره ام بعد هیچی پیام داد من اولش سفت بودم و قبول نمیکردم چون مامانم خیلی حساس بود
بعد هیچی دیگه اوکی شدیم گفت میشه بریم بیرون ببینیم همو گفتم من همچین اجازه ای ندارم باید به مامانم بگم
منم رفتم گفتم که آره مامان این همون پسرس خانواده داره توخیابونا پلاس نیست سرش توکار و زندگیشه اهل دختر بازی نیست تا یکم مامانم اوکی شد ولی گفت بیرون حق ندارید برید بعد که گفت خونمون کجاست فهمیدم دیوار به دیوار خونه خالمیناعه😂
بااینکه اصلا من ندیده بودمش تواون کوچه بااینکه همش خونه خالم بودم
بعد هیچی دیگه اولین دیتمون با سخت گیریای مامانم بالاپشتبوم خالمینا بود😂در حد یک ربع که اولین کادومو همونجا داد یه گردنبند قلب قرمز که آهن ربایی بود 🫠
