از تبعید شدگان
Открыть в Telegram
تکههایی از آنچه میبینم،میشنوم و زندگی میکنم. برای ارتباط با من : https://t.me/ExistentialExilebot 📸 https://www.instagram.com/mhtabasadi?igsh=OGlhdjZtbHR6YjE5 📝 https://x.com/mhtabasadi82?s=11
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
2 054
Подписчики
-124 часа
+927 дней
+13130 дней
Архив постов
2 054
+5
Pierre-Auguste Renoir
یکی از مهمترین نقاشان تاریخ هنر
و از بنیانگذاران جنبش امپرسیونیسم بود.
او بیش از هر چیز
به خاطر توانایی خارقالعادهاش
در نمایش نور، رنگ، شادی زندگی
و زیبایی انسان شناخته میشود.
اگر مونه شاعر نور بود،
رنوار را میتوان شاعر انسان نامید.
پیر آگوست رنوار باور داشت که «درد میگذرد، اما زیبایی باقی میماند.» برای او، هنر قرار نبود تلخی و رنج جهان را تکرار کند؛ بلکه باید زندگی را روشنتر، زیباتر و دوستداشتنیتر نشان دهد. به همین دلیل میگفت: «چرا هنر نباید زیبا باشد؟ چیزهای غمانگیز در دنیا به اندازه کافی وجود دارد.»
این نگاه زمانی تأثیرگذارتر میشود که سالهای پایانی زندگی او را بدانیم. رنوار به آرتریت روماتوئید شدیدی مبتلا شد؛ دستانش تغییر شکل داده بودند و حرکتکردن برایش بسیار دشوار شده بود. با این حال، نقاشی را کنار نگذاشت و تا پایان عمر به خلق اثر ادامه داد. گاهی قلممو را با کمک دیگران در دستش قرار میدادند یا آن را به دستش میبستند تا بتواند همچنان نقاشی کند.
در سال ۱۹۱۹، تنها چند ماه پیش از مرگش، رنوار توانست آثار خود را در موزه لوور ببیند؛ افتخاری کمسابقه برای هنرمندی که هنوز در قید حیات بود.
رنوار جهان را فقط آنگونه که بود به تصویر نمیکشید؛ او جهان را آنگونه نقاشی میکرد که ارزش زیستن داشت. در آثار او، نور تنها فضا را روشن نمیکند، بلکه خودِ زندگی را روشن میسازد.
2 054
+8
آنتونیو آلگری دا کورجو
(Antonio Allegri da Correggio)
آنتونیو آلگری، که بیشتر با نام زادگاهش یعنی کورجو (۱۴۸۹–۱۵۳۴ میلادی) شناخته میشود، یکی از برجستهترین و نوآورترین نقاشان مکتب پارما در دوران اوج رنسانس ایتالیا بود.
آثار او به دلیل پویایی، ترکیببندیهای پیچیده و احساسی، پرسپکتیوهای وهمانگیز و استفاده استادانه ازنور و سایه (کیاروسکورو)شهرتدارند.
کورجو با ترکیب لطافت و محوکاری (اسفوماتو) لئوناردو داوینچی و رنگهای غنی هنرمندان ونیزی، سبکی را خلق کرد که پیشگام و الهامبخش هنر باروک و روکوکو در قرنهای بعدی شد.
(سوگواری بر پیکر مسیح -
The Lamentation )
این اثر نمایشی عمیقاً دراماتیک و پر از احساس است که لحظه سوگواری مریم مقدس و یاران مسیح را پس از پایین آوردن پیکر او از صلیب نشان میدهد. چهرههای پر از درد و بدن بیجان مسیح با ظرافت و نورپردازی خاصی به تصویر کشیده شدهاند.
(پرستش مسیح کودک - Adoration of the Christ Child):
در این نقاشی لطیف، مریم مقدس در حال نیایش در برابر نوزاد خود است. یکی از ویژگیهای بارز این اثر، نورپردازی معنوی آن است؛ به گونهای که به نظر میرسد منبع اصلی نور در تصویر، خودِ بدن مسیحِ نوزاد است که چهره مریم را روشن کرده است.
(مادونا و کودک - Madonna and Child):
این نقاشی، صمیمیت و مهری مادرانه را به نمایش میگذارد که از ویژگیهای بارز آثار مذهبی کورجو است. خطوط نرم بدن، لبخندهای محو و نگاههای پرعطوفت، بازتابی از تسلط او بر تکنیک اسفوماتو است.
(عروج مریم - Assumption of the Virgin):
این تصویر، شاهکار بینظیر کورجو بر روی گنبد کلیسای جامع پارما است. این نقاشی دیواری (فرسکو) یکی از نخستین نمونههای پرسپکتیو وهمانگیز از پایین به بالا (di sotto in sù) است. پیکرها به گونهای نقاشی شدهاند که گویی سقف کلیسا شکافته شده و آنها در میان گردابی از ابرها و فرشتگان به سوی آسمان لایتناهی در حال پرواز هستند.
(چهار قدیس - Four Saints):
یک ترکیببندی مذهبی کلاسیک که قدیسین مختلف (از جمله پطرس با کلیدهایش) را در فضایی آرام در کنار یکدیگر نشان میدهد. در این اثر، هارمونی رنگها و چینخوردگیهای طبیعی لباسها تسلط تکنیکی نقاش را نمایان میکند.
(دانائه - Danaë):
این اثر یکی از مشهورترین نقاشیهای اساطیری کورجو است. داستان دانائه را روایت میکند که در آن کوپید (خدای عشق) پارچه را از روی او کنار میزند تا مشتری (زئوس) که به شکل بارانی از طلا درآمده، بر او ببارد. این تابلو به دلیل حس لطیف و اروتیک خود بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
(لدا و قو - Leda and the Swan):
یک تابلوی اساطیری دیگر که داستان همآغوشی لدا با زئوس (که برای فریب او به شکل یک قو درآمده) را به تصویر میکشد. حرکت، پویایی و نمایش همزمان چند صحنه از داستان در یک قاب، از ویژگیهای بارز این شاهکار است.
(تمثیل رذیلت - Allegory of Vice):
این نقاشی نمادین، مردی (احتمالاً نمایانگر شهوت یا رذیلتهای انسانی) را نشان میدهد که توسط چهرههای زنانه و موجودات دیگر در جنگل به بند کشیده شده و در حال مجازات یا عذاب کشیدن است. این اثر معمولاً در تقابل با تابلوی دیگری از او به نام «تمثیل فضیلت» بررسی میشود.
(شهادت چهار قدیس - Martyrdom of Four Saints):
این تابلو لحظه پرالتهاب و خشن اعدام قدیس پلاسیدوس و خواهرش فلاویا را نشان میدهد. کورجو در این نقاشی تضاد شدیدی بین آرامش و تسلیم قدیسین در برابر مرگ، و خشونت و حرکت بیرحمانه جلادان ایجاد کرده است که بار عاطفی اثر را دوچندان میکند.
2 054
+4
این نقاشی درباره لحظهای است که انسان برای اولین بار با چیزی روبهرو میشود که هیچ قدرتی در برابرش ندارد؛ مرگ. اما مرگ را به شکل یک هیولا نشان نمیدهد، بلکه آن را مانند فرشتهای آرام و باشکوه تصویر میکند؛ گویی پایان زندگی نه سقوط، بلکه عبور به جهانی دیگر است.وقتی میدانیم پایان اجتنابناپذیر است، چگونه باید زندگی کنیم؟
2 054
گاهی بزرگترین پشیمانیهای زندگی، از کارهایی نیست که انجام دادهایم؛ از احساساتی است که هرگز ابراز نکردهایم.
انسان ممکن است تمام عمر با وقار زندگی کند، اما در پایان بفهمد وقار، جای عشق را پر نمیکند.
2 054
+2
Pascal-Adolphe-Jean
Dagnan-Bouveret - Blessing of the Young Couple Before
Marriage, 1881
پاسکال دانیان-بووره لحظهٔ جشن را نقاشی نکرد؛ او سکوت پیش از جشن را جاودانه کرد. در این تابلو، نور بر لباس عروس میتابد، شمع در دست پیرمرد میسوزد و خانواده در سکوت نظارهگرند. انگار نقاش میخواهد بگوید که عشق، پیش از آنکه جشن باشد، مسئولیت است؛ و هر زندگی مشترک، پیش از آنکه با خنده آغاز شود، با برکت، ایمان و امید آغاز میشود
