ㅤcatharsıs (rest) 🖤
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
364
Подписчики
Нет данных24 часа
+87 дней
+830 день
Архив постов
بچها شما که غریبه نیستید دارم اثاث کشی میکنیم جای خوابیدن ندارم نمیتونم چیزی بنویسم
Repost from Always✞⁷🖤
+4
با سرعت زیادی به سمت مقصد راه افتاد. پسر مو مشکی از طولانی شدن زمان،هوفی کشید و دستی به موهاش کشید. بعد از پنج دقیقه با دیدن موتور قرمز رنگی که با سرعت زیادی به سمتش نزدیک میشد،پوزخندی زد. پسر کلاه قرمز به جونگوون نزدیک شد. "چه عجب جناب جئون تشریف آوردن" جونگکوک در جواب پسر مو مشکی پوزخندی زد. "پولا رو بده که عجله دارم" جونگوون به سمت موتور مشکی رنگش رفت،ساک مشکی رو برداشت و به سمت پسر رفت. کوک دستشو دراز کرد تا ساک رو بگیره که پسر نزاشت. "اول قول بده بعد پولو در اختیارت میزارم" "جونگوون چقدر اذیت میکنی،بهت گفتم که انجام میدم" "قول؟" "قول جئون جونگکوک هیچوقت شکسته نمیشه" جونگوون با لبخندی که بیشتر شبیه پوزخند بود،ساک پر از پول رو به پسر داد. کوک با گرفتن ساک موتورش رو روشن کرد. "یانگ جونگوون چقدر ساده ای" بلافاصله بعد از حرفش قهقه ای زد و به سرعت از اونجا دور شد. جونگوون با ندیدن پسر پوزخندی زد. "هه؟ من ساده ام؟تو هنوز منو نشناختی جناب جئون جونگکوک"𝙒𝙤𝙣𝙆𝙤𝙤𝙠𖠰
Repost from nꫀׁׅܻrida ❕
𝖼𝗈𝗅𝖽 𝗉𝖾𝗍𝗋𝗂𝖼𝗁𝗈𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗋𝗂𝗓𝗓𝗅𝖾 · 🎁
𝗐𝖾𝗍 𝖺𝗌𝗉𝗁𝖺𝗅𝗍 ━━━━ 雨 ◟ james ꞉ ◝
