ㅤcatharsıs
Открыть в Telegram
ㅤㅤㅤㅤㅤmoa n engene ’s safe zone ㅤㅤㅤ ㅤ ࣪ ۪ 🐺 ! ! @woufebot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
541
Подписчики
+524 часа
+517 дней
+7530 дней
Архив постов
540
Repost from Maison Étherelle
یه پروندهی پنهان، یه تصادف و تصمیمی که جی برای نجات جونگوون گرفت؛ تصمیمی که باعث شد جونگوون بعد از یه ماه کما بیدار بشه، اما جی رو کنار خودش نبینه و فروپاشی روانی رو تجربه کنه.سالها بعد، جونگوون بهعنوان قاضی و جی به عنوان وکیل، توی پروندهای مربوط به گذشته دوباره روبهروی هم قرار میگیرن؛ درحالیکه جی برای رسیدن به عدالت تا مرز قانونشکنی پیش میره و طبق عقده ای از گذشته قاتل هارو به روش خودش محاکمه میکنه.Chapter Two🍷 𝖫𝗈𝗏𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝖦𝗎𝗂𝗅𝗍𝗒 . 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: #𝖩𝖺𝗒𝗐𝗈𝗇
540
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢
+4
امروز برای اولین بار،فوتوشات تکی هایب داشتند،تمام گروه ها برای عکسبرداری،با گروه دیگر آماده میشدند. سونگهون و نامجون اولین نفر،برای عکسبرداری رفتند. "جناب کیم و جناب پارک،لطفا روی چمنا دراز بکشید" هر دو پسر،روی چمنا دراز کشیدند و عکسبرداری،شروع شد. بعد از عکسبرداری روی چمن،دو پسر عکسبرداری دو نفریشونو،شروع کردند. بعد از حدود سی دقیقه،عکسبرداری گروه اول تموم شد. "خسته نباشید،میتونین استراحت کنین" پسر عکاس،سپس به سمت گروه دوم،پا تند کرد. "ممنونم ازت،هیونگ که برای عکسبرداری،با من همراه شدی" "من ازت ممنونم،که منو به عنوان همگروه،خودت انتخاب کردی" دو پسر لبخندی زدند و با هم به سمت،آسانسور داخل راهرو،قدم برداشتند. داخل آسانسور شدند و طبقه های مورد نظرشونو،کلیک کردند. "انگلیسیت،قوی تر شده،درسته؟" "بله،با دیدن سریال فرند،انگلیسیم خیلی بهتر از قبل شده و همش لطف،شما بود" "نه اینطور نیست،تلاشای خودتم بود،فایتینگ" "متشکرم ازتون" با صدای بوق آسانسور،پسر کوچیکتر تعظیمی کرد و به سمت اتاق مورد نظرش،به راه افتاد. ناگهان مرد سیاه پوشی،از جلوش رد شد و به سمت اتاقک آسانسور،پا تند کرد.𝙎𝙪𝙣𝙜𝙉𝙖𝙢❍
540
Repost from 𝖲𝗂𝗑𝗍𝗒-𝗇𝗂𝗇𝖾 . 𝟨𝟫
𝓟𝖺𝗋𝗍 𝟏 : ིྀ 𝐴𝗉𝗈𝖼𝖺𝗅𝗒𝗉𝗌𝖾 ; 𝓜𝗋.𝐶𝗁𝗈𝗂
540
Repost from 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝔀𝓲𝓷𝓼 𝓪𝓵𝓵 𝓞𝓽7
🩸 𝕳𝖎𝖘 𝕸𝖆𝖗𝖎𝖔𝖓𝖊𝖙𝖙𝖊(𝖕𝖆𝖗𝖙12)
𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐝𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐯𝐢𝐨𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐡𝐮𝐫𝐭/𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐬 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐥𝐨𝐯𝐞/𝐡𝐚𝐭𝐞 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬𝐡𝐢𝐩
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐇𝐞𝐞𝐣𝐚𝐤𝐞, 𝐒𝐮𝐧𝐬𝐮𝐧, 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐬𝐨𝐠𝐨𝐥 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫:𝐬𝐨𝐡𝐞𝐞
"چهرههایی که داخل تصویر بودن حالا بخشی از گذشتهای بودن که با آتیش هیسونگ تبدیل به خاکستر شده بود."𝓑𝓸𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓬𝓸𝓶𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼
540
Repost from sunlit grass
🎐 ⊹ BETWEEN US
Angst | Fluff | slow burn | Drama
Heejake, Jaywon, Sunsun
”پسر کوچیکتر لب هاش رو باز و بسته کرد اما چیزی نگفت. «لعنتی». این کلمهای بود که پشت هم توی سر جیک تکرار میشد.”
540
░︴ 𝖲𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝖽𝖾𝖽 𝖧𝗈𝗍𝖾𝗅
𝖫𝖺𝖻𝗈𝗋𝖺𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗐𝖾𝖾𝗄 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗒𝗎𝗇𝖾
𝖺𝗇𝖽 𝗒𝖾𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖻𝗎𝗂𝗅𝖽𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗌 𝖺𝗅𝗂𝗏𝖾; 𝖺𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝗋𝖺𝗏𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 𝗀𝗈 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾? # 𝖢𝗅𝗂𝖼𝗄 𝗈𝗇 𝗁𝖾𝗋𝖾 .ᐟ
