استنادات نامربوط
Открыть в Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
270
Подписчики
-124 часа
-37 дней
+1630 дней
Архив постов
موقع بیرون اومدن از خونه فقط یه عالمه ببری رو بوس بوسی کردم .
همین .
انگار فقط این بچه منو میتونه برای چند دقیقه به حال برگردونه .
از لحاظ روحی داغونم ، داغون!
هرجای زندگی رو میگیرم یه سمت دیگه اش رو از دست میدم .
گیج و منگم ، این بدترین قسمت ماجراست حتی نمیدونم باید چیکار کنم و کار درست چیه.
اسم من زینب!
ز : زندگی این روزا داره به شدت گلومو فشار میده!
ی : یجورایی دلم میخواد یکی بیدارم کنه و بگه این اتفاقات همش خواب بوده!
ن : ناامید کننده است که هیچوقت اینجوری نمیشه .
ب : با همه ی اینا بازهم محکوم به ادامه دادنم(:
+3
بهش میگم : دقت کردی تقریبا نصف دفاع مقدس همو میشناسیم؟
ما خیلی چیزا از همدیگه دیدیم .
روزهای خوب و بد زیادی رو از سر گذروندیم .
این رابطه تا خرخره بالا پایین داشته برامون .
به اندازه موهای سرمون دعوا کردیم ، بیشتر از اون رو باهم خوش گذروندیم .
باهم زندگی کردیم (:
میخنده میگه کسی باورش نمیشه .
هنوز هم یه عالمه از این مسیر مونده .
یه راه طولانی ، اما خوبیش اینه که تو هم مسیری با من!
تویی جز خوبی و خوشحالی برام چیزی نخواستی!
تویی که همیشه بزرگترین مشوق من بودی (:
خدا به موقع دلامون رو نزدیک کرد باهم ، از این مسیر سخت هم رد میشیم((:
شدیدا روحم خسته است از بی خیالی نزدیکام.
از اون ذوقی که به دلم میاد و استرس الکی که کشیدم
و نتیجه ای نداشت.
Repost from Virauniversity | ویرا
پناهگاه امن کجاست؟
۱. در زمان حمله، هرگز به سمت خروجی ساختمان یا خیابان فرار نکنید؛ فضای باز خطرناکترین جاست.
۲. امنترین نقطه هر ساختمان، داخلیترین بخش آن است که حداقل دو دیوار با محیط بیرون فاصله داشته باشد.
۳. پنجرهها بزرگترین دشمن شما در زمان انفجار هستند؛ آنها به ترکشهای شیشهای کشنده تبدیل میشوند.
۴. حمام، دستشویی و راهروهای بدون پنجره، بهترین گزینههای پناه گرفتن در آپارتمانها محسوب میشوند.
۵. پاگرد پلهها به دلیل استحکام سازهای بالا، یکی از مقاومترین نقاط ساختمان در برابر ریزش است.
۶. پناه گرفتن زیر یک میز ناهارخوری سنگین یا تخت فلزی، مانع از آسیب دیدن شما در اثر سقوط اشیاء میشود.
۷. زیرزمینها عالی هستند، به شرطی که حداقل دو راه خروجی داشته باشند تا به تله تبدیل نشوند.
۸. در زیرزمینها هرگز کنار لولههای گاز، مخازن سوخت یا موتورخانهها پناه نگیرید.
۹. اگر در فضای باز غافلگیر شدید، بلافاصله در نزدیکترین جوی آب، گودال یا پشت یک جدول بتنی بلند بخوابید.
۱۰. در لحظهی شنیدن صدای انفجار یا پهپاد، ثانیهها تعیینکنندهاند؛ وقت را برای پیدا کردن ساختمان هدر ندهید و روی زمین پناه بگیرید.
Repost from "دوام"
این ازون نوشتههاست که بدون اینکه بدونم کی ارسال میشه شروع میکنم به تایپ کردن که فقط ذرهای از بودنم رو معنا کنم.
هر روز هر روز به خاطر موقعیت جغرافیاییِ خونه که نزدیک مسجده با صداهای عجیب غریب که روانم رو خراش میده از زندگی کنده میشم. اینجا خبری از انفجار و موشک بارون نیست، ولی بعضی شبها با صدای جنگندههایی که هربار نزدیکتر میشن از خواب میپرم. وضعیت مشابهش هفتهی پیش بود که تهران بودم و همین شکلی بود. هر شب ساعت نه و نیم تا ده فریاد آدمهای دوست نداشتنی این مملکت با صدای موشک تلاقی پیدا میکرد. هر دو آزاردهنده بود. اما من ترجیح میدادم اولی خفه شه تا بتونم برای دومی با وجدان آسودهتر غصه بخورم. ترجیح میدادم هیچوقت توی زندگیم نوای اولی به گوشم نمیخورد تا اون موقع مجبور نباشم از همبازی بچگیم، از آدمهایی که من رو بزرگ کردن و زمانی امن بودن فرسنگها فاصله بگیرم چون صداها رو هر کدوممون طور دیگهای میشنویم. چون یه عده برای شنیدن خیلی از صداها کر بودن و الان فریاد زدن برای صدای دومی دیگه دردی رو دوا نمیکنه.
از صداها که بگذریم به سکوت ظهرهای جنگی توی خونه میرسیم. من آدم همیشه آمادهایم. این مدت خیلی چیزهارو دانلود کردم برای این روزها. ولی همونطور که یک ماه پیش هیچکدوم رو چک نکردم، الان هم نمیکنم. اتفاقا کلی کار روی سرم ریخته و مثل همیشه از زندگی عقبم. کلی سرگرمی هم میشه با روشهای عجیب و غریب بهش دست پیدا کرد و انجام داد. ولی میشه؟ دستکم به عنوان موجودی که دومین حملهی موشکی رو داره تجربه میکنه و چندین حملهی نیروهای حکومتی به مردم کشورش رو دیده و در سومین دفعه از قطعی ارتباطات در زندگیش به سر میبره باید بگم زیادی خام و لوس با حوادث برخورد نمیکنم؟ تجربههای پیشین فقط گیجی و سردرگمی رو بیشتر کردن. شبیه آدمی شدم که میدونه دقیقا چی در انتظارشه؛ شاید مرگ قریبالوقوع؛ ولی برای ثانیههای باقی موندهی زندگیش ارزشی قائل نمیشه و راحت تلفشون میکنه. ظهرهای ساکت شهر هم همینطوری میگذرن. من تصویری از دو سه روز اخیر تهران ندارم. ولی با عکسهایی که میبینم آسمان سیاه و مردمان اندک و ساکت، در کنار چند دستگیِ سروصداها دفن شدن.
این روزها بیشتر از هرچیزی دنبال انسانهای جالب برای دوست شدنم. آدمهایی که در قعر اپلیکیشنهای داخلی و در میانهی جنگ و انقلاب هم نشانی از زیستن و حرفهای جالب توی مشتهای گره خوردشون داشته باشن. تمام دنیا رو میگردم تا شمارو پیدا کنم. تا باهم غصه بخوریم. باهم عصبی بشیم و با هم ترسهای خودمون رو بسازیم؛ تا روایت ترسهامون توسط هیچکس دزدیده نشه.
در نهایت دوست دارم به تمام غرغرهای این روزهای طاقت فرسا که شروع مداومش از دوماه پیش و شروع مقطعیش از زمانی در کودکی بود که فهمیدم اینجا چه جهنمی است اضافه کنم که ما هرگز برای زیباییهایی که هیچوقت نداشتیم اشک نمیریزیم. در ویرانهی زندگیای که برایمان ساختهاید به تماشای نابود شدن کامل مینشینیم. شاید این بار قرعهی ساختن به نام مردم درامد.
Repost from حقوق خصوصی
🔸 پولدار شدن واقعأ کار سختی نیست. کافیه وقتی عراقچی میگه مذاکرات عالی پیش میره، یه پوزیشن لانگ روی نفتِ 60 دلاری باز کنی و روی صعودش شرط ببندی؛ بعد که قیمت رسید به 110 دلار و مثل امروز محسن رضایی با مدرک دکترای اقتصاد در صداوسیما صعود قیمت نفت به 150 دلار را پیشبینی کرد، سودت را برداری و با تمام سرمایهات روی سقوط قیمت نفت شرط ببندی :)))
🔺قیمت الان: 80 دلار
@hoghough_khososi
Repost from - یکعددحقوقخوان -
در هر قدم، به دنبال این بود که کمی بیشتر بداند. بیشتر دانست، بیشتر فکر کرد و بیشتر رنج کشید.
Repost from [ رسانه مردمی - ایران ما ]
خبرنگار: به نظر شما نقشه ایران بعد از این همه کار به یک شکل به نظر می رسد؟
ترامپ: نمی توانم به شما بگویم، احتمالا نه!
- @iransocial |
Repost from [ رسانه مردمی - ایران ما ]
ترامپ: من نمیخواهم کردها وارد عمل شوند، دنبال تجزیه ایران نیستم.
- @iransocial |
