هزارو یک حس
Открыть в Telegram
وقتی کلمات کافی نیستن، هزار و یک حس جای خالی رو پر میکنه.🦢🤍 https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-288703-RayHIcO
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
907
Подписчики
+824 часа
+1807 дней
+18030 дней
Архив постов
912
درسته هیچ کدومتونو نمیشناختم ولی واستون خیلی گریه کردم. نسل ما هیچوقت قرار نیست اون آدم قبل بشه.
912
I meet you at the graveyard
Where you lay down
Where you stay now
Faced up, cold heart, no longer by my side now.
912
چهل روز گذشت، چهل روزه انلاین نشدن چهل روز شد که صدای خنده هاشون نیست حتی دیگه گریه هم نمیکنن چهل روزه که دیگه نمیان خونه.
912
چهل روز از ماتم بزرگ گذشت…
گذشت؟ هرگز
این بغض سنگین که نه فراموش شد
و نه اشک
با ما دارد بزرگ میشود
قد میکشد و ادامه دارد…
دیگر زندگی به قبل باز نخواهد گشت
912
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند
من چنانم که محال است کسی درک کند
پای خودرا میگذارم از حقیقت پیش تر
خسته ام از زندگی از حرف مردم بیشتر...
912
آدمها میگذرن،
خاطرهها میمانند و حک میشوند،
سکوت، از هر فریاد بلندتره.
گاهی حتی امید هم خسته میشه
و تو میمونی با دل خالی و چشمهایی که به دیوار خیرهان....
912
نه بیمارم نه خوشحالم،نه از حال خبر دارم
گهی با جان گهی با دل،گهی از هردو بیزارم
گهی شاد و غزل خوانم،گهی از درد بی تابم
چه غوغاییست در این عالم،که من حیران حیرانم...
912
مینویسم از دینی که بکارت را مهمتر از بیگناهی میداند. از دینی که طناب دار را با پول عوض میکند. از دینی که برای فرار از مجازات، تجاوز را رسمیت میبخشد.از دینی که جنایت را در قالب حکم شرعی قالب میزند.
از این دین متنفرم.
