یادداشتهای مهآلود
Открыть в Telegram
آرشیوی از چیزهایی که از ذهنم گذشتند و ارزشِ ماندن پیدا کردند...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
268
Подписчики
-424 часа
+47 дней
+830 дней
Архив постов
آدم تا زمانی که خوب میاندیشد، میتواند برای خودش، اطرافیانش و جامعهای که در آن زندگی میکند مفید باشد.
کسی که سخنان مثبت بر زبان میآورد، بهزودی میبیند که نگاه دیگران نیز به او نیک میشود.
و آنگاه که نیک عمل کند، اثر و برکتِ کارش چند برابر خواهد شد.
#یادداشتی_از_من
وَجَرَى الْقَضاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجِى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ:
و قضا بر آنان جاری شد به آنچه بر آن امید پاداش نیک میرود...
"فرازی از دعای ندبه"
عزیزٌ علیَّ اَن اَریٰ الخَلقَ و لا تُریٰ:
بر من سخت است که مردم را میبینم ولی تو دیده نمیشوی...
"فرازی از دعای ندبه"
مکانم لامکان باشد نشانم بینشان باشد
نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم
هوای شهر دلگیر و خفقانآور است.
هوای دلها بارانیست،
اما در آسمان نشانی از باران نیست.
هوای شهر عاشقانه است،
اما عاشقی شکست خورده در آن نفس میکشد.
میدانی یوسف زهرا...
نبودن تو همهی اینها را مسبب است.
#یادداشتی_از_من
دو روز از فضای مجازی دور بودم
دو روز پر از نگرانی و بیخبری.
امروز با خودم فکر کردم؛
ما وقتی از دوستانمان بیخبر میشویم، دلتنگ و بیقرار میشویم،
اما آیا تا به حال از بیخبریِ امام زمان هم دلتنگ شدهایم؟
شده شبها به نبودنش فکر کنیم و اشک بریزیم؟
شده از خود بپرسیم که حال دلِ او چطور است،
یا چه اندازه دلش برای یاران واقعیاش تنگ میشود؟
ما گاهی بیخبری از یک پیام یا تماس را تاب نمیآوریم،
اما بیخبری از امامی که هر لحظه چشمبهراه ماست،
انگار برایمان عادی شده است.
کاش دلمان به همان اندازه که از نبودنهای کوچک میلرزد،
از بیخبری او هم بلرزد.
کاش هر بار که در نبود دیگران غمگین میشویم،
یاد کنیم از غیبتِ او؛
از تنهاییِ او؛
از انتظاری که در سکوت میکشد.
#یادداشتی_از_من
و خدایی که در این نزدیکی
میزند لبخندی
به تمام گرههایی که تصور دارم
همگی کور شدن
دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
حرم ساقی و سرچشمۀ احساس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
میشود برگشت، حتی با تلنگری کوچک؛ مثل بارانی که خاک خسته را دوباره بیدار میکند.
#یادداشتی_از_من
