سَـطـرِخامـوش
Открыть в Telegram
من، شاعرِ غروبهای بیفرجامم. . . . ایـنستایمن:hele_dvri تـلگرامِمن: @Heladvri ناشنـاسِمن: @helhastambot پرایوتِمن: https://t.me/+yOEaQubwvZwzZmJk . . 🛑آنچه در این کانال میخوانید، زادهی قلمِ من است. بازنشر یا استفاده از اشعار، تنها با ذکر نام
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 006
Подписчики
-224 часа
-237 дней
-17130 дней
Архив постов
1 006
هلنا، زنی که نور میآورد؛
با آمدنت، نور به زندگیِ ما آوردی.
نوری در میان ناامیدیهایمان بودی،
چراغی در تاریکیِ روزهایی که گمان میکردیم دیگر سپیدهای در راه نیست.
تو آمدی و به روزهای خاکستریمان رنگ بخشیدی،
به دلهای خستهمان امید دادی و به لحظههای سردمان گرما.
گویی جهان، با آمدن تو، دلیل دیگری برای زیبا بودن پیدا کرد؛
گویی خدا، تکهای از روشناییِ آسمان را به زمین فرستاد تا یادمان بیاورد که هنوز هم میشود به معجزه ایمان داشت.
باشد که سالهای پیشِ رویت، سبزتر از بهار، روشنتر از سپیده و جاودانهتر از هر قصهی ناتمام باشند؛
باشد که جهان، همانقدر که تو به آن نور بخشیدی، برایت روشنایی به ارمغان بیاورد.
زادروزت سبز و جاویدان، هلنا؛
ای روشناییِ آرامِ جهان ما.
1 006
برای تو و زادروزت هزاران هزار آرزوی خوش دارم.
اما بیشتر از همه
دلم میخواهد
زندگی هیچوقت
آنقدر سخت نگیرد
که یادت برود
چقدر میشود
از بودنت خوشحال بود.
دلم میخواهد
روزهایت بهانههای کوچکی داشته باشند
برای آن لبخندی که
بیهوا گوشهی لبت مینشیند
و شبهایت
از فکر کردن به فردا
دلتنگ نشوند.
کاش جهان
در عبور از کنار تو
کمی آهستهتر قدم بردارد
تا هیچکدام از قشنگیهایش
از چشمهایت جا نمانند.
و..چه خوب که جهان
یک روزی را به نام تو دارد.
مبارکی نور🤍
