1 1 1
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
3 395
Подписчики
+1424 часа
+527 дней
+60230 дней
Архив постов
3 428
زهرا مامانم یه بوهایی برده از رابطم با دوست دخترم
مامانم فکر میکرد دوستیم الان میگه یزره حرفای دوستت برای یه دوست زیادیه و منم یه بار قایمکی رفتم دوست دخترم رو ببینم و اون روز خیلی دیر اومدم و مامانم دعوام کرد
بعداً به خاطر حرفای دوست دخترم که به نظرش زیادی بود بهم گفت رابطمو کم کم کمش کنم و منم گفتم باشه با اینکه قرار نبود این کارو کنم
بعداً میفهمه که اونروز من بدون اجازش رفتم ببینمش برا همین بهم گفت کلا رابطتو تموم کن حتی بهم گفت بلاکش کن چیکار کنم زهرا:(
