245
Подписчики
-224 часа
-127 дней
-2030 дней
Архив постов
با اینکه زخمی وداغون شدیم کلی ترسیدیم ولی زنده موندیم وخاطره شد🥹🤣یه خاطره زرد رنگ شادی شد...
از طرفی عصبی بودم که چرا یهویی هولم داد از یه طرفی دست بوسش بودم چون پرتم نمیکردم من همونجا تصمیم به زندگی میگرفتم🤣🤣🤣🤣
اینا پایین بودن می گفتن ۵،۴...۱
من :صبررر کنید یه بار دیگه ایندفعه می پرم
اقا ۳رو نگفته بودن
که همینطوری خوابیده بودم گفتم من خودمو سپردم به طبیعت منو با خودش ببره🤣🤣
من:عمو توروخدااا ولم نکن
چند وقت پیش توی عمق زیاد استخر داشتم غرق میشدمممم😂😭همین صحنه ها میومد جلو چشمم
هانی تو میتونی شنا کنی؟
