245
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-730 дней
Архив постов
شاید الان حالم خوب نباشه شاید سردرگمم شاید دلم می خواد ساعت ها بی دلیل بشینم گریه کنم برای مامان وبابایی که خیلی وقته صداشون رو نشنیدم برای لحظه ها وصحنه هایی که هیچوقت از جلوی چشمم پاک نشدن،کابوس های شبانه، برای آینده برای خیلی چیزا
.
ولی فردا مث امروز صبح وقتی دارم ایس لته مورد علاقم رو تو کافه منصور
می خورم واهنگ های موردعلاقمو گوش میدم ونقاشی می کشم وکناراون دوستم که میتونیم حرفهای عمیق بزنیم وهم مثل دوتا بچه تو خیابون بپریم و بخندیم،بهتر میشم
با رفتن به مکان های جدید و دیدن آدمهای جدید،با گوش دادن به آهنگهام، کشیدن نقاشیهای بیشتر، خوردن یه ایسلته،
با گریه کردن وحس دلتنگی گذشته، نوشتن، بغل کردن کسایی که دوستشون دارم،
یاد گرفتن یه مهارت جدید،
بازی با پیشیها وحیوونا،
بوس و بغل کردن داداشم،
حرف زدن با آدمایی که کنارِشون آرامش دارم،کمتر توضیح دادن برای کسایی که نمی خوان بفهمن ورها کردنشون،
امتحان کردن ورزشهای جدید،
اسکرول کردن پستها تو اینستا و تیکتاک،
حرف زدن تو چنلم و گذاشتن عکس و ویدیوهایی که حالم رو خوب میکنه
اینا همهشون کمکم میکنن دووم بیارم،
حس کنم هنوز زندهم،
و یه دلیل کوچیک واقعی دارم برای فردا صبح بیدار شدن:)
+1
you have a soft heart,and a
Pure soul,that's why you feel everything so deeply.
be clear on one thing:
this is your superpower,not your weakness 🧸🥥✨
منم یکم حالم یه جوریه می دونی نمی دونم امروز هم کلا درگیر استرس بودم
فقط می تونم بگم امیدوارم حالت بهتر بشه قشنگم و ناراحت کننده است که کاری از دستم بر نمیاد و فقط باید این حرف و بزنم که ناراحت ترم می کنه:))
مامانش می گفت تو بغل هیچ
غریبه ای نمی مونه ، ولی از همون اول که منو دید داشت بااون دوتا دندون کوچولوش بهم لبخند میزد بعدم کل مسیر اومد تو بغلم وانقد اروم بود که فک کردم خوابیده، دورش بگردم وقتی داشتم خداحافظی میکردم داشت برام گریه میکرد می خواست باهام بیاد:)😭✨
واحساس می کنم اگه بمونم نمی تونم نفس بکشم،نمی دونم الان می خوام هرجایی باشم به جز اینجا
