ru
Feedback
A D A M A K

A D A M A K

Открыть в Telegram

آدمک سلام؛ کجای قصه‌ای؟ •ناشناس• http://t.me/HidenChat_Bot?start=107725242

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
335
Подписчики
+124 часа
+17 дней
-730 дней
Архив постов
مسلم است که آدمی با خود حرف می‌زند. موجود متفکری نیست که این را نیازموده باشد. این را هم می‌توان گفت که کلام، هرگز بیش از آن موقع به صورت یک راز بدیع در نمی‌آید که در نهاد یک موجود بشری از فکر به وجدان می‌رود و از وجدان به فکر باز می‌گردد. •247 @Adamak_07

چیزی که تو خلوت میکنی، آخرش تو جمع معلوم میشه. کتاب خوندنت تو حرف زدنت مشخصه ورزشت تو هیکلت معلومه غذات تو انرژی و حالت دیده میشه تمرکزت تو نتیجه‌هات خودش رو نشون میده. تو همون چیزی هستی که وقتی کسی نیست، داری روش کار میکنی. @Adamak_07

چنان باش فارغ زِ بار تعلق که بَر دوش اگر سَر نَباشد، نَباشد

یه فیلم خوب، آروم و سرگرم کننده🫴

6⃣ 🔹The Station Agent (2003) @Adamak_07
6⃣ 🔹The Station Agent (2003) @Adamak_07

این اشتباه است که شخص تصور کند که می‌تواند به پایان سرنوشتی پی برد و به عمق هر چیز که باشد برسد. * دریغا! این مقررات که چنین آشفته در جریانند چیستند؟ کجا می‌روند؟ چرا چنینند؟ •209 @Adamak_07

همه کس نمی‌داند که بعض موجودات ضعیف که در فلاکت و شرافت پیر شده‌اند، از یک شاهی چگونه استفاده می‌کنند. •202 @Adamak_07

در عالم یک نوع جان‌های خرچنگ صفت وجود دارند، که پیوسته به قهقرا سوی ظلمت می‌روند و در دوران زندگی بی‌آنکه قدمی پیش گذارند به عقب برمی‌گردند، تجربه را برای افزودن بر شناعتشان بکار می‌برند، پیوسته بدتر می‌شوند و بیش از پیش خویشتن را به سیاهی متزایدی می‌آلایند. •175 @Adamak_07

مردم دروغ می‌گویند اما می‌خندند، تاکید می‌کنند اما تردید می‌کنند. •161 @Adamak_07

خوش باید بود تا درجه‌ی آخر! ای مخلوق، زندگی کن! •159 @Adamak_07

شدیدا از لحاظ روحی نیاز دارم علی سورنا آهنگ بده بیرون⚡️

📎

وای از این همه رو دوشم👤 @Adamak_07

یه جایی از مسیر، آدم دیگه از تنها موندن نمی‌ترسه.. از این می‌ترسه که دوباره همون آدمِ قبل بشه همونی که با شوق خودش رو تعریف می‌کرد، با ذوق خودش رو نشون می‌داد، و هر بار، یه تیکه از خودش جا می‌ذاشت برای کسی که آخرش رفت. راستش رو بخوای، تو منو از شروع کردن نترسوندی شروع کردن همیشه ممکنه. تو منو از باور کردن ترسوندی از اون لحظه‌ای که آدم، گاردشو می‌ذاره کنار و فکر می‌کنه این بار فرق داره. الان دیگه وقتی می‌خوام از خودم بگم، یه صدایی تهِ ذهنم آروم می‌پرسه ارزشش رو داره؟ یا قراره دوباره از خودت کم کنی؟ من هنوزم همون آدمم… با همون عمق، همون احساس، همون توانِ دوست داشتن فقط دیگه بی‌حساب شروع نمی‌کنم. و این دیگه گله نیست.. این، بهاییه که برای جدی گرفتنِ آدم‌ها دادم. @Adamak_07

تو صورت مرگ نگاه کن نبض‌های خون، معنای عظیم زندگی بود با زخم‌های پوچی؛

ما درد می‌کشیم ما زخمی و تیر خورده و سیر از هر کی که هست، از هر کی که نیست؛

شرح حال ما رقص رو لب تیغ بود؛