ru
Feedback
A D A M A K

A D A M A K

Открыть в Telegram

آدمک سلام؛ کجای قصه‌ای؟ •ناشناس• http://t.me/HidenChat_Bot?start=107725242

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
336
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
-330 дней
Архив постов
مردها چیزی از عشق واقعی نمی‌دانند. هیچ‌چیز نمی‌تواند آن‌ها را راضی کند. همیشه در حال رویاپردازی هستند، وظایف جدیدی برای خود می‌سازند، به سرزمین‌های جدید و خانه‌های جدید می‌روند. زن‌ها فرق دارند؛ آن‌ها می‌دانند زندگی کوتاه است و باید در عشق عجله کرد، در یک تختخواب مشترک قرار گرفت، مردی را که دوست دارد در آغوش بگیرد و از هر جدایی بترسد. وقتی کسی عاشق است، وقت رویابافی ندارد. •25 @Adamak_07

«حالا مدت‌هاست که به نظرم این جمله‌ی نقض (هرآنچه که ما را نکشد قویترمان می‌کند) کمی غلط‌انداز است. خیلی چیزها هست که ما را نمی‌کشد اما تا ابد ضعیفمان می‌کند. از کسانی که با قربانیان شکنجه سروکار دارند بپرسید، از مشاورانی بپرسید که درگیر قربانیان تجاوز و خشونت خانگی‌اند. به دوروبر نگاه کنید، به آنها که همین زندگی روزمره از حیث عاطفی ویرانشان کرده» @Adamak_07

5⃣ #کتاب📚 •سوءتفاهم •آلبر کامو @Adamak_07
5⃣ #کتاب📚 •سوءتفاهم •آلبر کامو @Adamak_07

لاشی جماعت برد از سینه رحم..!

پایان کتاب "قمار باز از فیودور داستایفسکی" ✅

این یک واقعیت است. گاهی آخرین گولدن چه کارها می‌کند! اگر شکستم را پذیرفته بودم، اگر جرئت تصمیم نمی‌داشتم چه شده بود؟ •214 @Adamak_07

آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایه‌ی حقارت حریف استوار است. این یک حقیقت قدیمی است که بر اشخاص زیرک پوشیده نیست. •207 @Adamak_07

من خودم را به دست خود نابود کرده‌ام. چیزی نمی‌شناسم که بتوانم وضع خود را با آن مقایسه کنم. هیچ رغبتی ندارم که به زور روحیه در خود القا کنم. در چنین وضعی هیچ‌چیز بی معنی‌تر از القای روحیه نیست. وای از این مردم خود راضی! وراجی که خرجی ندارد! به چه خودپسندی سرشار از غروری داوری می‌کنند! اگر می‌دانستند که من وضع کنونی خود را تا چه پایه زشت و نفرت‌آور احساس می‌کنم زبان‌شان برنمی‌گشت که به من درس زندگی و اخلاق بدهند. آن‌ها چه چیز تازه‌ای دارند که به من بگویند که من خود ندانسته باشم؟ و آیا به راستی مسئله‌ی مهم این است؟ •202 @Adamak_07

گاهی فکری عجیب، خیالی واهی، و به ظاهر سخت از واقعیت دور، در ذهن آدم چنان قوت می‌گیرد که آدم آن را معقول و عملی می‌پندارد، سهل است، در صورتی که با میلی شدید و سودایی همراه باشد ممکن است آن فکر را امری ناگزیر و محتوم و مقدر بشمارد، چیزی که ممکن نیست حقیقتا شدنی نباشد. شاید کار از این هم فراتر رود. مثلا ترکیبی از پیش احساس‌ها، یا مثلا تلاش فوق‌العاده‌ی اراده، یک‌جور تخدیر خود با خواب داروی تخیل، یا چیزی غیر از این‌ها... نمی‌دانم. •167 @Adamak_07

چنان باش فارغ زِ بار تعلق که بَر دوش اگر سَر نَباشد، نَباشد @Adamak_07

فریدون یه انگشت نداشت از بدو تولد؛ انگشت اشاره‌ی دست چپ نداشت! ننه بابای خوب داشت، خانواده‌ی درست حسابی؛ مدرسه‌ی خوب درس خوند، سفرای خوب خوب رفت؛ دانشگاه رفت، مهندس شد، اما.. یه انگشت نداشت.. همین درد توی سینه‌ش بود! درد بدتر اینکه دختری که عاشقش بود بخاطر همین یه دونه انگشت نداشته، بهش جواب رد داد؛ اونجا بود که هرچی فریدون کلاس موفقیت و عزت نفس رفته بود، دود هوا شد! چندسالی گذشت و فریدون با دختر خوبی ازدواج کرد، میگفت خوب، چون فریدون رو با انگشت نداشته‌ش خواسته بود! بعد چندسال زندگی، فریدون فهمید غم  عشقش اونقدرا هم دردناک نبوده و بی جهت عمری غصه‌شو خورده؛ درد بدتر اینه که هنوز بچه‌ای نداشت؛ تو حین و بین دوا درمون؛ مادر فریدون مُرد! اونجا بود که فریدون فهمید درد بدتر غم بی‌مادریه، بچه نداشتن چه اهمیت داشت وقتی خودش گلی به سر مادرش نزده بود و الان حسرت روی حسرت تلمبار می‌کرد.. بالاخره خدا به فریدون یه دختر سالم داد، همون لحظه اول به دستای بچه‌ش نگاه کرد که یه وقت انگشتی کم نباشه.. بچه بزرگ شد، پدر فریدون مرد، زنش مریض شد، فریدون پیر شد.. دم مرگش.. به دخترش گفت: ما آدما همیشه فکر میکنیم یه چیزی نداریم.. فکر میکنیم خونمون کوچیکه، ماشینمون خوب نمیرونه، هوامون بده، اونی که خواستیمش رفته، عزیزمون مُرده.. انقد تو زندگیمون فکر نداشته‌هاییم که یادمون میره چیا رو داریم، کیا رو داریم.. اونقد حساب کتاب دل و عقلمون اشتباهه که چشم باز می‌کنیم، می بینم ساعتای آخر عمرمونه و حیف که کیف زندگی رو نکردیم.. کاش ده انگشت نداشتم، اما کم غصه میخوردم، اون موقع کمتر هرروز می مُردم..! تو مث من نشو بابا جان..زندگی هرچی باشه..خوبه! @Adamak_07

پرنده را از پروازش می‌شناسند، آدم را از کارهایش. •112 @Adamak_07

می‌گویید بی‌فایده؟ ولی لذت همیشه مفید است و قدرت مطلق و بی‌حد، ولو بر یک مگس، برای خود لذتی دارد. انسان طبعا خودکامه است و از رنج دادن دیگری خوشش می‌آید. •52 @Adamak_07

برا چه گوشه امنی میشه بی‌شرف شد؟

بعد از سه ماه دوباره برگشتیم به اینجا جدا از هر اتفاقی ک افتاد و تاثیرات بدی ک رو خودمون و زندگیمون گذاشت ولی خداروشکر زندگی هنوز جریان داره! من شخصا خیلی دلم واسه اینجا واسه کانال آدمک تنگ شده بود اخه شما میدونید من همه‌چی رو اینجا با شما در میون میذارم یه جورایی گوشه دنج و امن من اینجاس خلاصه خیلی خوشحالم ک دوباره برگشتیم امیدوارم و آرزو میکنم در ادامه روزای خوب و پر امید و حال خوب رو تک تکمون تجربه کنیم💙

سلام رفقا سلام به همگی حالتون چطوره؟

Repost from کاف
خیلی خسته‌ام، اما به خودم می‌گم: یکم دیگه تحمل کن، شاید فردا بهتر باشه. یکم دیگه تلاش کن، شاید همین تلاش آخر، راهی جدید به روت باز کنه. یه بار دیگه دل به دریا بزن، شاید همین موج، تورو به ساحل برسونه. یه بار دیگه قدم بردار، شاید همین قدم، خورشید پشت شب رو نشونت بده. Artikal @Kafiha

«یارانِ ناشناخته‌ام چون اخترانِ سوخته چندان به خاکِ تیره فرو ریختند سرد که گفتی دیگر زمین همیشه شبی بی‌ستاره ماند.» @Adamak_07