COMPΞZ 🧬
Открыть в Telegram
متخصص کامپیوتر و نرمافزار • سازنده • هنرمند و طراح • مجموعهدار • نویسنده • تحلیلگر • مشاور استارتاپی و ایدهپرداز 𐎲𐎴𐎠𐎼𐎴𐎫𐎹 𐏃𐎢𐎶𐎠𐎫𐎹 We create because the world deserves better code. https://linktr.ee/compez
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
394
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
+2830 дней
Архив постов
394
بگذارید هرکس به آیین خویش باشد ...
زنان را گرامی بدارید ...
فرودستان را دریابید ...
و هر کس به تکلم قبیلهٔ خود سخن بگوید ...
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید
گسستن زنجیرها آرزوی من است...
رهایی بندگان و عزت بزرگان آرزوی من است ...
شکوه شب و حرمت خورشید را گرامی میدارم ...
پس تا هست شبهایتان به شادی باشد و روزهایتان رازدار رهایی باد ...
این فرمان من است این واژه وصیت من است ...
او که آدمی را از ماوای خویش براند، خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد ...
تا هست هوادار دانایی و تندرستی باشید من چنین پنداشته، چنین گفته، و چنین خواستهام . . .
394
+4
خلاصهٔ ۱ ساعتهٔ کنفرانس سی++ ۲۰۲۵.
میگوید که، مشکل ادعای مسائل به خاطر عدم آگاهی مردم از قوانین استفادست؛ در واقع این مشکل زبان نیست، مشکل مردمه که هنوز دارن از استانداردهای پیشین تبعیت میکنن و از قوائد جدید پیروی نمیکنند.
The real problem of C++ - Klaus Iglberger - Meeting C++ 2025
394
این وسطم این میخواد مارو تیغ بزنه!
جالبه بدونید این پیامها رو از سمت حسابهای قوی میبینم!
میگه بیا یه پروژه بدم وصلش کن به جنی بعد هیچی نشده ۲۰-۲۵ هزار دلار ازم پول میخواد. خوبه هم باید پول بدم هم باید ازش حمایت کنم.
گورتونو گم کنید بابا یکی از یکی گدا گُشنه.
394
اطلاعیه در مورد توکنمون.
در مورد دامپهای اخیر از توکن، اینکه همش میگید یه کاری بکن یه کاری بکن راگ شدیم فلان شدیم! برای چی جو سازی میکنید؟ راگ شدیم یعنی چی؟ راگ یعنی سازندهٔ پروژه بیاد توکنهای خریداری شدهٔ شما رو بدزده و همرو بفروشه و یه لیوان آبم از روش! با واژهها هم بازی نکنیم دقت کنیم چیرو به زبون میاریم.
اینجاهم توضیح دادم؛ به وعدهٔ توزیع عمل شده و هرچی پاداش و هرچی امتیاز بوده و حتی معادلسازی توکنهای کلنکر رو زدم که قبل از ۲۰۲۶ انجام شده باشه و به کیف همه چه خارجی چه ایرانی ارسال شده. خب این چیزی بود که هر روز ازم میخواستن که پس چی شد توکنهای ما! با اینکه میدونستم دامپ خواهند کرد خب من توکنهارو منتقل کردم ولی نمیتونم که به زور بگم که نگهشدار یا آتیشش بزن!
منم ده تا دست ندارم همه چیرو مدیریت کنم! قبلاً هم توضیح دادم که تو چه شرایطی دارم کار میکنم!
نمیدونم دیگه چطور باید توضیح بدم اونهایی که متوجه نیستن متوجه بشن! خودمم به زور روحییم رو نگه داشتم! حساسیت پیدا کردم به این واژهٔ کی فروخت کی خرید... بابا جهنم و درک هرکس فروخت! کم کم عشق و علاقم به کاری که براش تلاش میکنم داره تبدیل میشه به تنفر و نفرت با اینهمه فشار و عدم هیچ درکی از پس زمینه که بعضیها نه شرایط بازار رو میسنجن نه شرایط فنی ماجرا و نه شرایط اقتصادیش رو! هر روز صبح پا میشم اولین چیزی که میبینم دامپ شدن توکنه! همین برای من جواب بزرگیه که بگم این مسیر شکست خورده هست پس باید به فکر یه تغییر دیگه باشم! دیگه شما روی من فرمون نگیرید بذارید ببینم چه گوهی باید بخورم با هفت جد و آبادم.
بله حقیقتاً توی این مرحلهٔ آزمایشی دیگه جواب نگرفتم!
قطعا شکست حاصل شجاعت است؛ چون ترسوها هرگز مبارزه نمیکنند.همینکه با هزارتا مسأله با نام ایرانی یه چیزی رو تونستم با فشار داخلی و خارجی ۳ ماه بالای قیمت لیست اولیه نگه داریمش برای شخص من تجربهٔ بزرگی بود و ازش درس خوبی گرفتم. درستترین و صحیحترین کار در چنین شرایطی طبق قوائد استارتاپی اینه که باید پروژه Pivot بشه؛ این موضوع در همهٔ استارتاپها وجود داره! یعنی تغییر آگاهانهٔ مسیر بر اساس واقعیتها، نه شکست. خب واقعیتها چیه؟ واقعیتها اینه که عموماً به دنبال کسب سود سریع هستن حتی بیشتر به دنبال سود مُفت! اینکه یکی میگه باید کاری کنی طرف هیچوقت نفروشه هم حرف مزخرفی هست! طرف توکن رو میخره که سود کنه نمیخره که بذاره تو تاخچه. بنابراین تمام برنامههایی قبلی با توجه به تغییرات و سیاستهای فارکستر دیگه توسعه پیدا نخواهند کرد چون با هدف توکن ما همخوانی ندارد! حتی موضوع تیپینگ هم با توجه به هزینهٔ ساختی که براش کردم فعلاً لغو هست! چون با همون آزمایش ۴۸ ساعتی قشنگ متوجه شدم که ۸۰٪ درجا آبش آب کننده هستن! و این ارزشی توسعه نداره و یعنی مسخرهبازی صرفاً جهت سرگرمی و تراکنشهای بیخود! بنابراین وقتی مردم به دنبال سودهای سریع هستن و صبر و حوصلهٔ بلند مدتی ندارند. پس بهترین کار اینه تغییر رویه شکل بگیره و این تغییر رویه هم زمان خواهد برد. https://farcaster.xyz/compez.eth/0x5816fe0d
394
حیدر بابا، دنیا یالان دنیا دی
حیدر بابا، دنیا، دنیای دروغی است
سلیماندان، نوح دان قالان دنیا دی
از سلیمان و نوح این دنیا مونده
اوغول دوغان، درده سالان دنیا دی
بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا
هر کیمسیه هر نه وئریب، آلیبدی
به هر کی هر چی داده ازش گرفته
افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی
از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده
حیدر بابا، یار یولداشلار دوندولر
حیدر بابا، رفقا همشون روی برگردوندن
بیر بیر منی چولده قویوب، چوندل
یکی یکی منو تو صحرا گذاشته و رهام کردن
چشمه لریم، چراغلاریم، سوندولر
چشمه هام، چراغ هام ،خشک و خاموش شدن
یامان یئرده گون دوندی، آخشام اولدی
بد موقعی خورشید رفت و غروب شد
دنیا منه خرابه ی شام اولدی !
دنیا برام مثل خرابه شام شد
حیدر بابا ،یولوم سنن آیری اولدی
حیدر بابا، راهم از تو جدا شده
عمروم کچدی، گلممه دیم گج اولدی
عمرم گذشت و نیومدم و دیر شد
هئچ بیلمه دیم گوزلرین نج اولدی
هیچ وقت نفهمیدم زیبا رویانت چی شدن
بیلمزیدیم دنگه لروار، دونوم وار
نمی فهمیدم که زندگی پیچ و خم های زیادی دارد
ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار
گم شدنی هست، جدایی هست، مرگ هست
394
این هم یک مخزن که چند روز پیش خواستم معادلات دقیق فارسی خالص رو بازنویسی کنم.
گنجینهٔ واژههای فارسی
این طرحنامه شامل مجموعهای از واژههای فارسی خالص به همراه معادلهای عربیزده و انگلیسی آنهاست. هدف این طرحنامه فراهم کردن یک منبع قابل استفاده برای علاقهمندان به زبان فارسی، نویسندگان، دانشجویان، برنامهنویسان و فعالان فناوری است تا نوشتار و گفتار فارسی روان و خالص داشته باشند.
394
درسته که اجدادمون فارسیزبان نبودن، اما زبان فارسی یک دارایی بینظیر برای ماست؛ هویت ماست و باید حفظش کنیم.
گاهی ناراحت میشم وقتی میبینم کسی که تنها زبانش فارسیه، طوری با لهجه یا کلمات انگلیسی و زبانهای بیگانه صحبت میکنه که انگار فارسی ارزش و جایگاه خودش رو نداره.
کافیه برتری و زیبایی این زبان و نقشی که داشته رو بشناسیم، ریشههاش رو درک کنیم، اون وقت خواهیم دید که فارسی چیزی فراتر از یک ابزار ارتباطی است؛ نماد تاریخ، فرهنگ و هویت ماست.
394
خیلی وقتها بهم میگن: «چطور فارسی رو حتی بهتر از ترکی بلدی؟ طوری که خالص و روان به نظر میرسه!» آیا این نتیجهٔ نویسندگی منه؟ خب این جای تعجب نداره! خب من ایرانی هستم! بایدم فارسی رو روان باشم و در واقع اکثر ما حتی من خودمم یه زمانی فکر میکردم زبان فارسی یک زبان غریبست که من یاد گرفتم!
دقت کنید زبان مادری چیزی بیش از زبان روزمره است؛ زبانی است که در ریشههای فرهنگی و تاریخی ما بوده، نه صرفاً چیزی که روزمره به آن صحبت میکنیم.
این مسائل به خاطر این شکل گرفته که برخی پانترکها فکر میکنند ترکهای ایران بخشی از ترکیه یا آذربایجان امروز هستند، اما واقعیت این نیست حتی به این باور محکم هم دارن. این باور غلط ناشی از عدم آگاهی تاریخی و شناخت دقیق منطقهٔ ایران است.
اما در اصل پانترک یک ایدئولوژی سیاسی است که تلاش میکند همه ترکهای جهان را متحد کند، اما با واقعیت تاریخی و فرهنگی ترکهای ایران سازگار نیست. ترکهای ایران ایرانی هستند و نه مغول، نه ترکیهای و نه آذربایجانی کشور دیگر و این باور ایرانی پانترک یک اشتباه محض در یک مسیر کاملاً غلطه. من حتی در طایفهٔ خودم برخی از فامیلهام به شدت بر این باورند که از نسل و نوادگان چنگیز خان مغولند! اما همهٔ اینها اشتباهه و به خاطر عدم مطالعه تاریخ و مراجع هست. :)
ترکهای ایران از اصیلترین قوم ایرانند یعنی ریشه در آذرآبادگان داشتن؛ مردمی با فرهنگ، تاریخ و هویتی مستقل که زبان، خاک و گذشتهشان را میشناسند. زمین تا آسمان با ریشهٔ ترکیه یا جمهوری آذربایجان امروزی فرق دارن و ربطی به هم ندارن.
شاید بهتره بپرسیم آذرآبادگان چیه؟
آذرآبادگان یک منطقهٔ تاریخی در شمالغرب ایرانه که شامل شهرهایی مثل تبریز، ارومیه، اردبیل، مراغه و زنجان میشه. از دوران باستان تا امروز، این منطقه مرکز فرهنگی، اقتصادی و نظامی ایران بوده و بخش مهمی از تاریخ کشور را شکل داده است.
این منطقه همیشه با هویت و فرهنگ ایرانی شناخته میشده، اما زبان ترکی (آذری) امروزیِ ما، محصول ورودِ قبایل ترک اغوز و سلجوقیها از آسیای میانه در قرون وسطی است. با این حال، مردم ایرانی فرهنگ و هویت خود را حفظ کردن و مردمات ترک از هزاران سال پیش بخش جدایی ناپذیر از آن هستند.
شاخههای زبان ترکی:
۱) ترکی غربی (Western Oghuz)
ترکی ترکیهای و ترکی آذربایجانی جمهوری آذربایجان، رواج در ترکیه و بخشهایی از شمالغرب ایران.
۲) ترکی شرقی (Eastern Oghuz)
شامل لهجههای ترکی ایرانی و ترکمنها در ترکمنستان و شمالشرق ایران.
۳) شاخههای محلی و تاریخی
ترکی آذربایجانی ایران (آذری)؛ شاخهای از ترکی اغوز عربی که در آذرآبادگان ایران رواج یافته و تحت تأثیر فارسی و فرهنگ ایرانی است.
ما ترکهای ایران، با حفظ فرهنگ و ریشهٔ ایرانی، دو زبانهایم: ترکی آذری مادری و فارسی به عنوان زبان اصلی تاریخی. درست مثل دیگر اقوام ایرانی: کردها، لرها و ... خب، در اصل اسمش روی عنوان این زبان هست، آذری! برگرفته شده از فرهنگ آذرآبادگان ایران یعنی منطقهٔ کهن و فرهنگی در شمالغرب ایران بزرگ که همیشه بخش مقاوم بسیار استراتژیکی از ایران بوده.
اگر واقعاً بخواهید بفهمید، باید مطالعاتتان را عمیقتر کنید، تاریخ و جغرافیای شهرهایی منطقهٔ اورمو و چیچست و مناطق آذرآبادگان را بررسی کنید. خواهید دید که ریشهٔ همهٔ ترکان ایران، جز اقلیتهای مهاجر یا حکومتیها، خالص ایرانی است و زبان و فرهنگ ترکهای ایران حاصل تعامل تاریخی است، نه تقلید یا وابستگی به دیگر کشورها.
امثال بابک خرمدین ایرانی رو برید بشناسید ببینید چطور یک ایرانی اصیلِ آذر آبادگانی نماد ملی بوده! اصالت ایرانی بودن رو باید بشناسید! نام و نشانهای ایرانی جماعت همه پارسی هستند نه چیز دیگر!
علت اینهمه سوأل و ناآگاهی و اشتباهات هم به خاطر غلبهٔ رسانهٔ کثافت ماست که جز زبان عربی هیچ چیزی از فرهنگ ایرانی رو به نمایش نمیذاره... طبیعیه که نا آگاه باشیم.
394
در روزگار هوش مصنوعی، تولید محتوا با شتابی بیسابقه گسترده میشود و مردم، خود حقیقت را در قالب محتوا بازتاب میدهند. اگر خوب بنگریم، تاریخ با همین سرعت در حال بازآفرینی واقعیت است و در برابر فناوری راهی جز پذیرش نیست.
Yurdum Iran | عاشقانهای برای وطن
394
فحش به پیچیدهسازی بیش از حد (overengineering) در وب و دفاع از سادگی، سرعت و عقل سلیم.
https://thebestmotherfucking.website
یه نسخهٔ مشابه اینو به فارسی بسازیم مختص سایتهای فارسی به خصوص دولتی! پدر سگا هرجا میری سمت راست و چپ سایت یه عکس خام از امام گذاشتن که نصف اینترنتت باید صرف بارگذری اونا بشه! 😐
394
در نهایت تحمیل نکردن ایمنی و محدود کردن چهارچوب توسعه چرا مهم است؟
چون تحمیل یعنی:
- محدود کردن مدل بیان
- حذف دسترسی مستقیم
- اضافه کردن لایههای کنترلی
- افزایش هزینهٔ انتزاع (موضوع انتزاع یکی از بزرگترین ویژگی تفکر انسانی است)
و این مستقیماً با هدف ++C در تضاد است؛ زیرا ذات آن میگوید:
«من ابزار میدهم، نه قانون»
بنابراین قانون آزادی یا قانون قفس و تحمیل! کدامین برای منِ برنامهنویس بهترین انتخاب است!؟
این زبان ایمنی را تحمیل نمیکند، چون قرار نیست از برنامهنویس محافظت کند؛ قرار است به او قدرت بدهد.
در مقابل Verse یا Rust آزادی را محدود میکند، چون قرار نیست به برنامهنویس اعتماد مطلق کند؛ قرار است از سیستم محافظت کند.
وقتی یک ابزار همه اختیارات را به برنامهنویس میدهد، امنیت با انضباط مهندسی برقرار میشود. ایمنی را تحمیل نمیکند، نه از سر کوتاهی، بلکه از سر فلسفه؛ این زبان قرار نیست از برنامهنویس محافظت کند، بلکه قدرت و اختیار کامل به او میدهد تا جهان خود را بسازد و هر تصمیم فنی را مستقیماً مدیریت کند.
یعنی نظم، آگاهی و مسئولیت برنامهنویس، جایگزین تحمیل زبان میشود و در عین حال اجازه میدهد خلاقیت و قدرت کامل حفظ شود.
آزادی با نظم مهندسی، بهترین ترکیب برای ساخت سیستمهای واقعی، پیچیده و مقیاسپذیر است.
از این رو من همیشه در مسائل جدی ++C را انتخاب میکنم چون:
- نمیخواهم زبان بهجای من فکر کند
- نمیخواهم چارچوب، خلاقیت مرا محدود کند
- و نمیخواهم قدرت را با راحتی معامله کنم
- میدانم که این انتخاب، انضباط مهندسی میخواهد
- میدانم که ایمنی در ++C تحمیل نمیشود، ساخته میشود.
برای ساخت سیستمهایی که:
واقعیاند، عمیقاند و به دنیای فیزیکی نزدیکاند
آزادی شرط لازم است در کنار آن، برای لایههایی که:
- مقیاس انسانی دارند، منطق و تعامل را حمل میکنند و باید برای همه امن باشند.
با وجود عصر هوش مصنوعی، ابزارها روزبهروز انسان را برای تفکر محدود و محدودتر خواهند کرد؛ اما آنچه هیچ ماشینی نمیتواند از انسان بگیرد، قدرت خلاقیت و تفکر نزدیک به واقعیت است.
ابزارها میتوانند محاسبات و عملیات را انجام دهند، محدودیتها ایجاد کنند یا مسیرها را پیشنهاد دهند،
اما قدرت تفکر، تحلیل و خلاقیت نهایی همیشه در اختیار انسان است.
در واقع انسان باید کنترل ابزارها را در دست داشته باشد، نه اینکه خود ابزارها او را کنترل کنند و تنها وقتی انسان بهعنوان هوش برتر عمل میکند، میتواند جهانهایی پویا، نوآورانه و خلاقانه بسازد، و ابزارها را به جای محدود کردن، به وسیلهای برای گسترش خلاقیت و اختیار خود تبدیل کند.
ابزارها باید دستیار باشند، نه جایگزین تفکر و اختیار انسان.
394
البته، این موضوع برای جذب توسعهٔ دهندهٔ بیشتر در سطح بالاست! یک بازیساز در نهایت به عنوان یک آرتیست (هنرمند) نیازی به داشتن دانش سطح پایین (نزدیک به زبان ماشین) را ندارد بنابراین انتظار هم نمیره در خصوص مسائل امنیتی زمان صرف کنه.
در واقع اپیک فهمیده صنعت بازی امروز دو لایهٔ واقعی دارد:
۱) لایهٔ زیرساخت (Backend واقعی بازی)
- سرور
- همزمانی
- شبکه
- امنیت
- مقیاس
۲) لایهٔ تجربه و منطق (Frontend منطقی)
- گیمپلی
- قوانین
- تعاملها
- UGC
و این دو لایه مدل فکری متفاوت میخواهند.
بنابراین لایهٔ صنعت بازیسازی در این اکوسیستم به این صورت تعریف میشه:
۱) موتور، حافظه، رندر، فیزیک با ++C توسعه پیدا میکنه.
۲) طراحی سریع و بصری با Blueprints چیزی معادل QML
۳) منطق قطعی، همزمان، امن با زبان اسکریپتی Verse
در کل موضوع یا مسأله اصلی، جبرگرایی یا (Determinism) هست! این یعنی رفتار قطعی و قابل پیشبینی سیستم باید یک قطعیت داشته باشه.
این مسأله رو استاندارد سی++ از ایزو ۲۰۲۰ به بعد با الگوها و ویژگیهای خاص خودش مدیریت میکند مانند: مفاهیم، تعاریف در زمان کامپایل و ...
اما موضوع اصلی این است، که قوانین سازمانها و نیاز بازار شما را وادار میکند تا هر ابزار را برای قشر خاص خودش ارائه دهید.
اگر بخواهیم همهٔ ویژگیهای زبان ++C را در یک جمله خلاصه کنیم:
قدرت بیان بسیار بالا. «تو آزادی هر کاری بکنی؛ مسئولیتش با خودت»زبان Verse میگوید:
در چهارچوب خاص مجاز به بیان کردن هستی. «من اجازهٔ رفتار غیرقطعی را نمیدهم»در واقع، ورس یک راهکار خوب برای برنامهنویسانی است که نمیتوانند خارج از چهارچوب، رفتار عجیب و غریب یک زبان یا خروجی کامپایلر را مدیریت کنند.
394
وقتی در سال ۲۰۱۷ اومدن بررسی کردن دیدن بله، هر چیزی که لازم هست ما توی ++C داریم! پس نگهداری و ادامهٔ توسعهٔ Unreal Script بیخوده! چرا همان زبان واحد رو با کارآیی و اشکالزدائیهایی عالی ادامه ندیم.
طبق ادعایی که من سال پیش از تیم سوئینی شنیدم، میگفت ما برخی از توسعهدهندهها رو نیاز داریم که در امور سطح بالا برنامهنویسی رو انجام بدن! منظورش این بود در سطح طراحی ارتباطات و جهانی در لایهٔ بالاتر که نیازی به دانش سطح پیشرفته نداشته باشه (برنامهنویسی با زبانهای سطح پایین، به مراتب دشوارتر و نیاز به دانش بسیار گستردهتری دارد) از این رو زبان Verse معرفی شد، با خاصیت تابعگرایی چیزی مشابه Haskell اما با خاصیت اسکریپتی که هدفش فقط سمت لایههای سطح بالا باشه. برای مثال چیزی مانند Solidity در وب ۳ رو در نظر بگیرید، هدف فقط یک موضوع هست؛ برنامهنویسی قراردادهای هوشمند!
در آشناترین حالت، یک مکانیزم مشابه Qt و QML رو در نظر بگیریم؛ سطح لایهٔ منطقی و پس زمینهٔ پیشرفته با ++C و سطح لایهٔ منطقی در دامنهٔ متاورز تحت Verse تعریف خواهد شد.
اینجا مسأله جدید دقیقاً همون موضوع شلیک به پای خود برنامهنویس هست؛ همون مسألهای که میگه خب درسته سی++ مدرن شده و بهتره و عالیه! اما ما نمیتونیم به کد میلیونها کاربر اعتماد کنیم چون همشون متخصص نیستن! و این یک ابزار تخصصیه! بنابراین باید یک ابزاری بدیم که میلیونها کاربر بتونن بدون عوارض جانبی کد رو در سطوح بالا توسعه بدن.
بنابراین، هیچ ابزاری وجود نداره که در اینجا، قادر به حل همزمانِ مقیاس، امنیت، همزمانی، نتیجهٔ قابل انتظار و تحلیلپذیری باشه! پس باید اون رو بسازیم.
نتیجه، UnrealScript به این دلیل مُرد که زائد بود؛
و Verse به این دلیل متولد شد که نبودنش برای کسانی که متخصص نیستن خطرناک بود.
394
دو تا نتیجهٔ خوب از تصمیمات Epic Games رو در نظر داشته باشیم:
مورد اول میگه: ساختن ابزار اختصاصی برای حل مسئلهای که استانداردهای موجود آن را بهخوبی پوشش میدهند اشتباه است.
مورد دوم: وقتی خودِ مسئله جدید است و استانداردها ذاتاً برای آن طراحی نشدهاند، ابزار جدید نهتنها اشتباه نیست، بلکه اجتنابناپذیر است.
394
هرکس که دفاع از این سیستم کرد، خیلی محترمانه ازش بخواه اگه نخونده، یک بار داستان و زندگی نامهٔ این بشر رو بخونه! دیدگاههاش رو در مورد پیش از انقلاب، حتی زمان کوروش و فردوسی رو بخونه!
در مورد آمار و حتی کسی که به این جلاد دستور میداده رو بره بخونه...
بعد از خوندش (بر اساس مستندات) اگه تهوع نگرفت و هنوز هم دفاع میکرد و خودش رو توجیه میکرد، همونجا سیفون بکش روی قیافش! اینها آدم نیستند ذاتاً قالبی فریبنده از همین قُماشند. 👋🏼
هر انسان سالمی که شرف داشته باشه با دیدن، شنیدن یا ثابت شدن جنایت اینها از شرم باید آب بشه! اگه نشد و هنوز هم گوز گوز کرد مطمئن باش یا جیرهخوارشونه یا خودش یکی از همیناست.
جالبترین بخشش اینه که حتماً بخونید ببینید با چه شرایطی به فنای سگ رفته! حقیق اینه که هیچ ستمگری مثل آدمیزاد از دنیا نخواهد رفت.
