زادهِ خیال…
Открыть в Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
257
Подписчики
-324 часа
-137 дней
-130 дней
Архив постов
257
Repost from N/a
به نام خداوندِ مهر و وفا.
رفیقِ عزیزم، مدتهاست که قلم در دست گرفتهام تا چند سطری برایت بنویسم؛ اما هر بار که خواستم از احوال خویش سخن گویم، دانستم که بعضی دردها را نمیتوان در چند جمله گنجانید. آدمی گاهی آنقدر از گفتن خسته میشود که سکوت را به هزار مکتوب ترجیح میدهد. این روزها بسیار به آدمیان میاندیشم؛ به آنان که روزی با ما چنان نزدیکاند که گمان میکنیم جدایی از ایشان محال است، و روزی دیگر چنان دور میشوند که حتی سلامشان نیز از خاطره میآید. لیک، من از رفتنِ مردم بیش از آنکه اندوهگین باشم، از تغییرِ دلها حیرانم. رفتن، رسمِ روزگار است؛ اما چرا بعضی کسان پیش از آنکه بروند، محبت خویش را از دل ما میبرند؟
به هر حال، چه توان کرد؟
آموختهام که آدمی نباید برای ماندنِ هیچکس، حرمتِ خویشتن را فراموش کند. اگر کسی ماند، باید شکرگزار بود؛ و اگر رفت، باید در را بست، چراغ را خاموش کرد تمام!
والسلام،
از جانبِ دوستی که هنوز تو را به
نیکی یاد میکند.🤎🫧
@half_blood_breen_baik
257
گفت میخواهم با ظلمت انتیمت معرفت پیدا کنم؛
گفتم آه، انسان بیخرد!
دنبال چیزهای نگرد که توانش نداری.
در ظاهر به اسم عشق نمیتوانی مرا کشف کنی…
#بیک <This message was edited>
257
آدمهایی که دیگران را رنج میدهند، خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستهاند عبور کنند…
257
آدمِ که ضعیف باشد تاب تنهایی ندارد، هر چه دارید به او بدهید خودش برمیگردد و همه را در دستتان میگذارد. به یک آدم ضعیف آزادی دهید، خودش آن را دست بسته برایتان میآورد.
257
بهتر است که به خاطر کسی که هستی مورد نفرت باشی، تا اینکه برای کسی که نیستی دوست داشته شوی.
257
واییییی که در این نصف شب چقدر ذوق کردم حالا با اینقدر ذوق در این نصف شب چیکار کنم 🙈🙈
اولاً سلام به قلب پاک شما
خوشحالم که رمانم مورد پسند تان قرار گرفته انشالله که ادامه میدهم این رمان را به اتمام میرسانم
و میتوانین هر سوالی که میخواهید در موردم بپرسید در خدمت شما استم
و از نوشته هایم بگویم عزیزم دید شما زیبا است وگرنه من فقط چند واژه را کنار هم میگذارم تا ذهنم را رها سازم
واییی که چقدر قلب تان پاک و زیبا است من هم امید دارم که شما را ببینم عزیز دل!
خیلی خیلی تشکر از محبت تان!
257
واییییی که در این نصف شب چقدر ذوق کردم حالا با اینقدر ذوق در این نصف شب چیکار کنم 🙈🙈
اولاً سلام به قلب پاک شما
خوشحالم که رمانم مورد پسند تان قرار گرفته انشالله که ادامه میدهم این رمان را به اتمام میرسانم
و میتوانین هر سوالی که میخواهید در موردم بپرسید در خدمت شما استم
و از نوشته هایم بگویم عزیزم دید شما زیبا است وگرنه من فقط چند واژه را کنار هم میگذارم تا ذهنم را رها سازم
واییی که چقدر قلب تان پاک و زیبا است من هم امید دارم که شما را ببینم عزیز دل!
خیلی خیلی تشکر از محبت تان!
257
سلام امیدوارم حالت تان خوب باشد
من فقط میخواستم یکم درباره خودتان بگویید من از زمانی نشر رمان ردی از خدا در دل عشق در گروه شما جاین هستم به او خاطر میخواهم یکم شما را بیشتر بشناسم البته اگر شما راحت هستید و می خواهید😊
نوشته هایتان واقعا خیلی خیلی قشنگ است آدم را می برد در دنیایی دیگر من واقعا خیلی خوشحال ام که خواندن نوشته های شما در تقدیرم بود امیدوارم روزی شما را از نزدیک هم بیبینم🌸 رمان تان هم خیلی قشنگ است خیلی. به امید موفقیت های بیشتر و بیشتر تان🍀
257
سلام امیدوارم حالت تان خوب باشد
من فقط میخواستم یکم درباره خودتان بگویید من از زمانی نشر رمان ردی از خدا در دل عشق در گروه شما جاین هستم به او خاطر میخواهم یکم شما را بیشتر بشناسم البته اگر شما راحت هستید و می خواهید😊
نوشته هایتان واقعا خیلی خیلی قشنگ است آدم را می برد در دنیایی دیگر من واقعا خیلی خوشحال ام که خواندن نوشته های شما در تقدیرم بود امیدوارم روزی شما را از نزدیک هم بیبینم🌸 رمان تان هم خیلی قشنگ است خیلی. به امید موفقیت های بیشتر و بیشتر تان🍀
257
اممم راستش را بخواهین چون مادرجانم از ایران استند و پدرجانم از افغانستان به همین دلیل این اسم را گذاشتم و خیلی هم دوست دارم این نام را💜💜💜
