ru
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Открыть в Telegram

میراث‌ ما به جهان نبشته‌های مان خواهد بود…

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
262
Подписчики
-124 часа
-137 дней
-230 дней
Архив постов
Repost from N/a
خمار عشق نویسنده_فاطمه سما ژانر رمان_عاشقانه_درام_اجتماعی_
خمار عشق نویسنده_فاطمه سما ژانر رمان_عاشقانه_درام_اجتماعی_

و هر شب همین بساط من است، که بیدار بمانم پای دور بودنت. #سلینا_صبا

!....... 🤌🏻

Repost from N/a
غمگینم و این دستِ من نیست؛ شاید سرنوشتم همین است، چه می‌دانم؟!
هستی_شایان

آن جشن بزرگ روز آزادی را......
🤝

در خاطرات هر کس چیزهایی هست که برای همگان بر ملا نمی‌کند مگر شاید برای دوستان. برخی دیگر را حتی برای دوستان هم بر ملا نمی‌کند و فقط برای خودش حفظ می‌کند، آن هم در خفا… در نهایت دسته‌ی دیگری هم هست که حتی برای خودش هم می‌ترسد بر ملا کند و هر انسان شریفی از این دست خاطرات در چنته دارد…

شاید همین آگاهی است که مرا از هر شادی‌ای محروم کرده و به ورطه‌ی تنهایی کشانده است...

حال خوبی ندارم؛ با نیرویی که صرفِ چنگ زدن به زندگی و حفظِ عقل می‌کنم، می‌توانستم اهرمِ مصر را بسازم... _کافکا

هر کسی می‌تواند با رنج های دیگران هم‌دردی کند، اما خشنود شدن از موفقیت های دیگران، سرشتِ بسیار پاکی می‌خواهد. ‎

‌ سلام وقتتون بخیر من تازه کتاب چاپ کردم میشه لطفا حمایتم کنید؟ 🥹
‌ سلام وقتتون بخیر من تازه کتاب چاپ کردم میشه لطفا حمایتم کنید؟ 🥹

فوروارد کن اینجا جوین باش تا چنلت در فولدر قرار بگیره کلی ممبر جدید جذب کنی! Limited: 100 Channels🐾

Repost from N/a
چشم هاي او قِصه داشت؛ قصه جدايي و عاشقِ خسته.

کاش میشد که حرف‌هایم را رو به روی تو مو به مو بزنم تا که آزرده خاطرت نکنم باز باید به شعر رو بزنم

حال مجنون ناخوشه لیلای من دیدن مجنون بیا…

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد 💔💔🖤🖤

از آدم ها دوری میکنم علی‌الخصوص از آدم های آشنا و کسانی که فکر میکنند با من آشنا هستند در حالی که صد پشت غریبه‌اند…

اما شکوفه نداد و فهمیدم که من خاک مناسبی برای او نیستم…

خوشم باخاطراتم ، این را از من نگیرید…

به چشمهای تو ، آن شعر ِ بیکلام سلام به گیسوان تو، آن بافه بافه دام سلام... #غلام‌رضارنجبری