•غزلِحافظ🤍•
Открыть в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
269
Подписчики
Нет данных24 часа
-187 дней
-1830 дней
Архив постов
269
دلم میخواست کنار من قد بکشی..
هر چیزی رو که بلد بودم رو بهت یاد میدادم
درمورد اینکه چقد این روزا دارن سخت میگذرن..
درمورد درسام
درمورد چیز جدیدی. که تو کتابم کشف کردم بیام برات حرف بزنم
و توام در عوضش روزتو برای من تعریف کنی و بگی چقدد امروز برنامه فشرده بود ..
دلم میخواست منه واقعی رو بشناسی نه اینی که نشون میدم و تظاهر میکنم..
دلم میخواست درمورد آسمون باهم حرف بزنیم ..
حس میکنم اگر میشد،غزل از زیر خاکستر هاش میومد بیرون..!
269
و اگر تمامی دنیا علیه تو باشند،من تو را در آغوش میگیرم حتی اگر به قیمت از دست دادن جانم از سمت تو باشد... حتی اگر من را از خود دور کنی من باز هم تو را تماشا میکنم و گوشه ی از قلبم تا ابد و هفت دقیقه برای تو باقی می ماند! و حتی اگر های دیگر..را که بهانه میکنی!(گوشه ی از نوشته های فی البداهه ی من)
269
یک نفر گفته بود که
شاید یکی بخواد به طور ناشناس بهت پیام بده که ایدیش نباشه...
(و خب اینی که من گذاشتم یه طور پیام رسانه یعنی آیدی میوفته کسی که پیام بده )
بخاطر همین لینک میزارم ناشناس پیام بدید دیگه آیدی نداره و کاملا ناشناسه🫴🏻
269
عاشق اینم که یه نفر میگه برای تو بله،به خاطر تو انجامش میدم،فقط چون تویی ،چشم چون تو گفتی.
این یعنی منو از کل انسان های این دنیا جدا کردی!
قربونت برم 🤏🏻
269
درد اینجاست که من علاوه ی حسن تعلیل تو کتاب فارسی باید حسن تعلیل تو کتاب فنون رو حفظ کنم..
علاوه بر اوننن اسلوب معادله هم علاوه بر فارسی باید تخصیی تر تو فنون بخونمش(ذکر دلیل برای بیت که چرا فلان بیت اسلوب معادله داره)
خب الان مغز من بخواد هنگ کنه حق داره طفلکی بخدا 💔
269
تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست دیدی که گشودی در و من پر نگشودم یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس شعری که سزاوار تو باشد نسرودم. -فاضل نظری.
