ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

𝔖𝔭𝔯𝔦𝔫𝔤'𝔰 𝔩𝔬𝔲𝔫𝔤𝔢

𝔖𝔭𝔯𝔦𝔫𝔤'𝔰 𝔩𝔬𝔲𝔫𝔤𝔢

Открыть в Telegram

⋆.𐙚𝐭𝐡𝐞 𝐝𝐚𝐲 𝐰𝐞 𝐚𝐥𝐥 𝐝𝐢𝐞, 𝐰𝐡𝐨 𝐬𝐡𝐚𝐥𝐥 𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐮𝐫 𝐬𝐨𝐧𝐠𝐬? -ֶָ֢𝑚𝑦 𝑜𝑛𝑒 𝑎𝑛𝑑 𝑜𝑛𝑙𝑦: ,𝐽𝑜𝑛𝑎𝑡ℎ𝑎𝑛 𝐺𝑟𝑜𝑓𝑓 💍 💌: @springloungesbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
205
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-2030 дней
Архив постов
به من یک نفر بگه کجای کاریم تقاص جنگو پای چی باید بذاریم چرا هنوز زندگی نداریم به من یک نفر بگه کجا رسیدیم چه جوریه که زنده موندیم و شهیدیم یه خواب خوش، عمریه ندیدیم...(؛

Maxton Hall رو تموم کردم نظرم؟ برای وقت گذرونی چیز خوبیه ولی حوصله سر بر میشه از یه جایی به بعد خیلی دراما طوره👹
بابای جیمز هم میتونه بمیره، مرتیکه ایکبیری (من فکر میکنم کلا جیمز بچه مورتیمور نیست و بچه اون راننده اس)

ما گوه بخوریم نبینیم عزیزم.🫶🏻💋🫦

نظریه نامحبوب: سریالای اپل تی وی>>>>>>> بقیه شبکه ها

Last episode: TONIGHT👻

sticker.webp0.12 KB

ᵍᵃᵛᵉ ᵐʸ ʰᵉᵃʳᵗ ʷⁱᵗʰ ᶻᵉʳᵒ ˢᵗⁱᵖᵘˡᵃᵗⁱᵒⁿˢ ⁿᵒʷ, ⁱ ᵗᵃᵏᵉ ᶜᵃʳᵉᶠᵘˡ ᶜᵒⁿˢⁱᵈᵉʳᵃᵗⁱᵒⁿ ⁱ'ᵐ ⁿᵒᵗ ᵏⁱˢˢⁱⁿ' ᵃⁿʸ ᵇᵒʸ ᵗʰᵃᵗ ⁱˢ ᵖᵃˢˢⁱᵛᵉ ʸᵒᵘʳ ⁱⁿᵈᵉᶜⁱˢⁱᵒⁿ ⁱˢ ᵖᵃⁱⁿᶠᵘˡˡʸ ᵘⁿᵃᵗᵗʳᵃᶜᵗⁱᵛᵉ ᵖᵃˢᵗ ᵐⁱˢᵗᵃᵏᵉˢ ᵃʳᵉ ʲᵘˢᵗ ⁿᵉʷ ⁱⁿᶠᵒʳᵐᵃᵗⁱᵒⁿ ᵗʰᵉˢᵉ ᵈᵃʸˢ, ⁱ'ᵛᵉ ᵍᵒᵗ ᵉˣᵖᵉᶜᵗᵃᵗⁱᵒⁿˢ𓏲ּ𝄢

12. Olivia Rodrigo - expectations.mp38.80 MB

My husband and Sophie's husband forever 🫶🏻🙂‍↕️

اگه تو این ۳ قسمت باقی مونده اتفاقی نیفته، در NBC و تخته میکنم🫶🏻

Flowery🦋💘
+1
Flowery🦋💘

My babyyyyyy😭😭✨️
+1
My babyyyyyy😭😭✨️

My sweetest baby boy🦋
+1
My sweetest baby boy🦋

I'm sorry, the old Taylor can't come to the phone right now Why? Oh, cause she's dead!!

It's interesting that you think I care🫶🏻

راست میگفت. کمک در راه است، نه به ما، به آخوند.

𝘐 𝘴𝘢𝘪𝘥 "𝘧𝘶𝘤𝘬 𝘵𝘩𝘦𝘮" 𝘢𝘯𝘥 𝘮𝘰𝘷𝘦𝘥 𝘰𝘯.

حتی نمیدونم از کجا شروع کنم و چی بگم... هیچوقت گذرِ سریعِ زمان رو اینقدر احساس نکرده بودم... ۴ سال و خرده ای پیش، وقتی انتخاب رشته و دانشگاهم رو انجام دادم فکر نمیکردم همه چیز اینقدر سریع تموم بشه. ممنونم از هرچیز و هرکسی که بهم این فرصت رو داد که دانشجو بودن رو تجربه کنم، ۴ سالی که زندگی من رو از این رو به اون رو کرد، با کلی آدم جالب آشنا شدم و چیزایی رو تجربه کردم که کمتر کسی توی این سن تجربه میکنه. کاش این کشورِ لعنتی ساده ترین حقم رو ازم نمیگرفت که مجبور باشم سال آخرم رو مجازی بگذرونم... چه قدر پلن داشتیم، چه قدر دلم برای سر در دانشگاهمون تنگ میشه، برای حراستمون، برای ناهار هاش، برای کافه تریای کوچیکی که نزدیک در ورودی بود، برای تک تک نیمکتای داخل اون حیاطِ کوچیکِ دانشکده که روش قهوه و خوراکی میخوردیم، حتی برای امتحان حضوری و شکلاتایی که وسطش میدادن، برای آهنگ چینی خوندن کلاسمون، برای قرعه کشی های هفته ای سر کلاس، برای دوستام، برای استاد الماسیه که باعث شد من از اولین روز عاشق رشته ام بشم حتی وقتی سختگیری میکرد و غر میزدم، برای مترو صنعت و آش فروشی و بلال فروشی کنارش. نمیدونم چجوری حسم رو بیان کنم، خیلی خوشحالم، ولی هیچوقت همزمان اینقدر ناراحت نبودم(: دلم برات تنگ میشه علامه.🤍