ru
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Открыть в Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
-124 часа
-17 дней
+1630 дней
Архив постов
وقتی دلبر مث حلوا شیرین باشه خب معلومه که آدم تُرُشم بشه به ثانیه اس والا😌 غوره بودم کنون شدم انگور خویشتن را تُرُش نَتانم کرد شکَّرینست یار حلوایی مشت حلوا در این دهانم کرد #مولانا

قلبِ شکسته ؟🥺 چراااا؟

اینم هیولای بین غوره ها 📷محبوب
اینم هیولای بین غوره ها 📷محبوب

#فصل_آبغوره 📷محبوب
+3
#فصل_آبغوره 📷محبوب

#فصل_آبغوره 📷محبوب
+3
#فصل_آبغوره 📷محبوب

صبحتون سبز🙂
صبحتون سبز🙂

اندوه تمام نمی شود! تو آن قدر وسیع می شوی ، که اندوه در تو گم می شود... #شمس_تبریزی

دلتنگی زوزه می کشد در جانم گرگیست که لیس می زند زخمم را #واران #جلیل_صفربیگی

از کارهای قبل تر
از کارهای قبل تر

سیاه قلم اینجوریه که وقتی قلمو دستت می گیری دیگه زمان فراموشت می‌شه و غرق میشی توی سایه ها
سیاه قلم اینجوریه که وقتی قلمو دستت می گیری دیگه زمان فراموشت می‌شه و غرق میشی توی سایه ها

صبح است و سماور عشق به جوش قهرِدیروز و پریروز همه کوله به دوش از کنج لب یار شکر می ریزد برخیز بیا دو استکان شعر بنوش ✍#محبوبه
صبح است و سماور عشق به جوش قهرِدیروز و پریروز همه کوله به دوش از کنج لب یار شکر می ریزد برخیز بیا دو استکان شعر بنوش ✍#محبوبه_یوسفی صبحتون به عشق

میگه که : بی تو در خلوتِ شب، دست به دامان خیالت شـدہ ام. #امین_غلامی امان از شب... امان از شب...

جهان هنوز مرا با تو بی‌حساب نکرده... #محمد_مصطفی_احمدی

همینقدر قشنگ از ندیدنش گلایه کن و طلبکار باش : هزار جمعه به چشمان من بدهکاری بگو حساب دلم با ندیدنت چند است؟ #سمیه_پرویزی #دست_به_نقد

جمعه صبحونه املت می چسبه صبحتون خوشرنگ
جمعه صبحونه املت می چسبه صبحتون خوشرنگ

اگه به یادشی... برداشت سر از دست من اما یادش یک ثانیه برنداشت دست از سر من #دست_به_نقد

اگه به یادشی... برداشت سر از دستِ من اما یادش یک ثانیه برنداشت دست از سرِ من #دست_به_نقد

در من مسافری ست خسته از غربت که این اتراقِ اجباریِ دنیا را نمی‌خواهد. که پایِ جانِ او از این همه بیراهه رفتن تاول آورده ست. و غم چون سوسماری می‌خزد در بسترِ سردش، و دستانِ ضمختِ شب گلویِ نازک‌اش را بر هم آورده ست. ✍#محبوبه_یوسفی

photo content

اگه بیاد اغوشش افتادی برو بهش بگو : درمیان خرمن گل، بال زد پروانه ای سرنهادن ها درآغوش توام آمد بیاد #وصال_شیرازی #دست_به_نقد