آوای محبوب
Открыть в Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
+1430 дней
Архив постов
277
به خونِ دل مُزیَّن کن شبی بَزمِ مرا ای عشق !
وگرنه تشنهکام از خوان ِدنیا دست میشویم
#غلامرضا_رنجبری
277
پاییز در راه است!
شبها که جیب لباسهارا خالی می کنید؛
حواستان باشد به خاطرات دو نفره دست نزنید.
جیبها، خواب دستهایی را می بینند که به بهانه ی سرما عاشقانه در هم گره خورده حواستان به خاطرات باشد.
#مهتاب_بهشتی
277
این منم وقتی میبینم
پستها و مطالب اینجا بیشتر از ری اکشن ها فوروارد شده
اون عزیزانی که پستها رو فوروارد یا کپی میکنن اصلا اشکالی نداره راضی هستم
اما اینکه استفاده می کنید
و دلتون نمیاد یه لایک کنید
این بی انصافیه
والا😌
277
پرسيد: قافيه چيه!؟
گفتم:
مثلا شما آخر مصرع اول كه "كمرنگ"
میشى
ما مجبور میشيم آخر مصرع دوم
"دلتنگ" شيم!
دوباره ادامه داد: خب نشو!
گفتم: قافيه غلط میشه!
آخه ما خير سرمون شاعريم
زشته قافيههامون غلط در بياد...
#کسرا_بختیاریان
#دلتنگی
277
خاطراتی که آدم هایش رفته اند، دردناک اند
ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند، اما شبیه گذشته نیستند، به مراتب دردناک ترند...
277
گرچه اصل دل سپردن اتفاقی ناب بود
عشق در تقدیر ما تقصیر اسطرلاب بود
کوچهی دلدادگی آن شب به لطف عشق ما
روشن از فانوس چشم، حضرت مهتاب بود
رنگ #پاییزی نمیآمد به رخت بخت ما
ابر در آغوش تنگ چشم ها بیتاب بود
باد شومی رشتهی تقدیر ما را پاره کرد
در ده اقبال ما، کابوس غم ارباب بود
کاش یا هرگز نمی افتاد راه ما به هم
یا که کالای جدایی عنصری نایاب بود
به قلم #مهتاب_بهشتی
صدا #محبوب
277
#عصرجمعه ها...
چرا شبیه یه مسافریم که تو یه شهرِ غریب کیفِ پول و گوشیمون رو زدن و هاج و واج موندیم گوشه خیابونی که اسمشم نمیدونیم؟
چرا شبیه یه پدریم که نتونسته یه جفت کفش برا بچه اش بخره؟
راستش من یه وقتایی اصلا زورم به جمعه ها نمیرسه، اصلا...
به قلم #محمد_عارف_بیرانوند_مُعا
صدا #محبوب
277
آنکه بیش از دگران در دل ما جا دارد
بیشتر میل به آزار دل ما دارد
سادهتر میشکند شیشهی احساست را
آن کسی که خبر از جای تَرَکها دارد
ما زمین خوردهی لبخند رفیقی بودیم
که به سر شوق زمین خوردن ما را دارد
وقت غمها دمشان گرم به دورم جمعند
لحظهی سوختن شمع ،تماشا دارد
ما در این شهر پی سیرت زیبا بودیم
هر که دیدیم فقط صورت زیبا دارد
هر که لبخند مرا دید نپرسید افسوس
خنده با چشم غمآلود ،چه معنا دارد
شهر ما گرچه شلوغ است به ظاهر ،اما
قدر جمعیت خود، آدم تنها دارد
به قلم #مهدی_جوینی
صدا #محبوب
277
ما گلوی فشرده از دردیم
شاعری مفتِ چنگِ بعضی ها....
#سجاد_صفری_اعظم
"آدم گاهی چقدر شبیه یه بیت می شه"
277
کسی چه میداند که هر شب ،
چند نفر در بسترهای جدا ،
یکدیگر را در آغوش گرفته اند...
#ازدمیر_آصف
277
در چشمهای اونی که آدم شماست، شما یک قطعه هنری هستید.
زخمهای شما شبیه یک داستان هستند نه یک اشتباه ؛
سکوت و کم حرفی شما عجیب نیست و فهمیده میشه ؛
در چشمهای اون آدم، شما لازم نیست کوچک بشین تا دوست داشته بشین ...
277
خاصيتِ مرد بودن همين است جانم
مردها حسادتشان را بروز نميدهند،
جمع ميكنند و جمع ميكنند
و شبها در خلوتشان
بدونِ آنكه بويى ببرى
دود ميكنند!
قلم #علی_قاضی_نظام
صدا #محبوب
