ru
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Открыть в Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
+1430 дней
Архив постов
#حس_خوب
#حس_خوب

‌ به خونِ دل مُزیَّن کن شبی بَزمِ مرا ای عشق ! وگرنه تشنه‌کام از خوان ِدنیا دست می‌شویم #غلامرضا_رنجبری

با شب چه کند سینه این برکه‌ی بیتاب؟ وقتی که تو ای ماه ! نخواهی که بتابی! #قاسم_صرافان

پاییز در راه است! شبها که جیب لباسهارا خالی می کنید؛ حواستان باشد به خاطرات دو نفره دست نزنید. جیبها، خواب دستهایی را می بینند که به بهانه ی سرما عاشقانه در هم گره خورده حواستان به خاطرات باشد. #مهتاب_بهشتی

این منم وقتی می‌بینم پستها و مطالب اینجا بیشتر از ری اکشن ها فوروارد شده اون عزیزانی که پستها رو فوروارد یا کپی می‌کنن اصلا ا
این منم وقتی می‌بینم پستها و مطالب اینجا بیشتر از ری اکشن ها فوروارد شده اون عزیزانی که پستها رو فوروارد یا کپی می‌کنن اصلا اشکالی نداره راضی هستم اما اینکه استفاده می کنید و دلتون نمیاد یه لایک کنید این بی انصافیه والا😌

‏پرسيد: قافيه چيه!؟ گفتم: مثلا شما آخر مصرع اول كه "كمرنگ" میشى ما مجبور میشيم آخر مصرع دوم "دلتنگ" شيم! دوباره ادامه داد: خب نشو! گفتم: قافيه غلط میشه! آخه ما خير سرمون شاعريم زشته قافيه‌هامون غلط در بياد... #کسرا_بختیاریان #دلتنگی

«ما گریه کردنِ بدون اَشک را یاد گرفتیم.»

خاطراتی که آدم‌ هایش رفته اند، دردناک اند ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند، اما شبیه گذشته نیستند، به مراتب دردناک ترند...

‌ ‌ الحضن هو اكثر الاماكن الضيقة إتساعاً ‌ «آغوش وسیع‌ترین مکان كوچک دنياست.» #عربیجات

#حس_خوب
#حس_خوب

گرچه اصل دل سپردن اتفاقی ناب بود عشق در تقدیر ما تقصیر اسطرلاب بود کوچه‌ی دلدادگی آن شب به لطف عشق ما روشن از فانوس چشم، حضرت مهتاب بود رنگ #پاییزی نمی‌آمد به رخت بخت ما ابر در آغوش تنگ چشم ها بی‌تاب بود باد شومی رشته‌ی تقدیر ما را پاره کرد در ده اقبال ما، کابوس غم ارباب بود کاش یا هرگز نمی افتاد راه ما به هم یا که کالای جدایی عنصری نایاب بود به قلم #مهتاب_بهشتی صدا #محبوب

#عصرجمعه ها... چرا شبیه یه مسافریم که تو یه شهرِ غریب کیفِ پول و گوشیمون رو زدن و هاج و واج موندیم گوشه خیابونی که اسمشم نمی‌دونیم؟ چرا شبیه یه پدریم که نتونسته یه جفت کفش برا بچه اش بخره؟ راستش من یه وقتایی اصلا زورم به جمعه ها نمیرسه، اصلا... به قلم #محمد_عارف_بیرانوند‌‌_مُعا صدا #محبوب

‌ آنکه بیش از دگران در دل ما جا دارد بیشتر میل به آزار دل ما دارد ساده‌تر می‌شکند شیشه‌ی احساست را آن کسی که خبر از جای تَرَک‌ها دارد ما زمین خورده‌ی لبخند رفیقی بودیم که به سر شوق زمین خوردن ما را دارد وقت غم‌ها دمشان گرم به دورم جمعند لحظه‌ی سوختن شمع ،تماشا دارد ما در این شهر پی سیرت زیبا بودیم هر که دیدیم فقط صورت زیبا دارد هر که لبخند مرا دید نپرسید افسوس خنده با چشم غم‌آلود ،چه معنا دارد شهر ما گرچه شلوغ است به ظاهر ،اما قدر جمعیت خود، آدم تنها دارد به قلم #مهدی_جوینی صدا #محبوب

ما گلوی فشرده از دردیم شاعری مفتِ چنگِ بعضی ها.... #سجاد_صفری_اعظم "آدم گاهی چقدر شبیه یه بیت می شه"

کسی چه می‌داند که هر شب ، چند نفر در بسترهای جدا ، یکدیگر را در آغوش گرفته اند... #ازدمیر_آصف

در چشم‌های اونی که آدم شماست، شما یک قطعه هنری هستید. زخم‌های شما شبیه یک داستان هستند نه یک اشتباه ؛ سکوت و کم حرفی شما عجیب نیست و فهمیده می‌شه ؛ در چشم‌های اون آدم، شما لازم نیست کوچک بشین تا دوست داشته بشین ...

photo content

عصرتون دلچسب
عصرتون دلچسب

خاصيتِ مرد بودن همين است جانم مردها حسادتشان را بروز نميدهند، جمع ميكنند و جمع ميكنند و شبها در خلوتشان بدونِ آنكه بويى ببرى دود ميكنند! قلم #علی_قاضی_نظام صدا #محبوب