𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐋𝐚𝐝𝐲🦢
Открыть в Telegram
335
Подписчики
-1424 часа
+327 дней
+10430 дней
Архив постов
335
خیلی حرفا دارم که بخوام بزنم، ولی نمیدونم از کجا شروع کنم.
از خانوادهای بگم که اوضاعش خوب نیست؟ از حسی که شاید باید توی قلبم دفنش کنم؟ یا از وطنی که چه جانها برایش از دست رفت؟
نمیدونم...
انگار این روزها هر کسی به شکلی درگیر زندگی خودش شده؛
پدری که شرمندهی خانوادهاش است،
مادری که نگران آیندهی بچههایش است،
دختری یا پسری که نمیتواند به کسی که دوستش دارد برسد.
با این حال، تمام فکر و خیال من هنوز پیش توست.
میدانم شاید وقت این حرفها نباشد؛ شاید دیگر کسی به چنین چیزهایی اهمیت ندهد.
اما من هنوز نتوانستهام به تو فکر نکنم.
میفهمی؟
شاید برای تو آدمهای زیادی شبیه من وجود داشته باشند،
اما برای من،
هیچکس شبیه "تو" نیست.
335
Repost from N/a
شاید مشکل اینجاست اگر از مشاوره هایي که من به دوستام میدم خودم استفاده میکردم حال بهتري داشتم🙇🏼♀
335
من تو را دوست داشتم
در روزهایی که مسئلهی ما زنده ماندن بود،
نه عاشق بودن.
- کیمیا رجبی
