Her fear
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
172
Подписчики
-124 часа
-67 дней
-2830 дней
Архив постов
172
بذار یه چیز رو خیلی جدی با خودت مرور کنیم؛ چیزی که شاید بارها شنیده باشی، اما هنوز ته دلت باورش نکرده باشی:
تو برای دوست داشته شدن لازم نیست التماس کنی.
لازم نیست مدام خودت رو ثابت کنی، لازم نیست آنقدر خودت رو تغییر بدی که شبیه چیزی بشی که یک نفر میخواد، لازم نیست هر بار که سرد شد دنبالش بدوی و ازش بپرسی «چی شد؟ من کجاش رو اشتباه کردم؟» و لازم نیست برای موندن کسی، خودت رو کوچک کنی.
دوست داشته شدن قرار نیست شبیه جنگیدن برای زنده موندن باشه.
آدمی که واقعاً تو رو بخواد، قرار نیست همیشه تو رو در موقعیتی بذاره که برای کوچکترین ذرهای از توجهش بجنگی. قرار نیست محبتش رو تبدیل به جایزهای کنه که فقط وقتی به اندازه کافی خوب بودی بهت بده. رابطه سالم جاییه که تو بتونی خودت باشی، بدون اینکه هر لحظه بترسی اگر یک قدم اشتباه برداری، همهچیز تموم میشه.
گاهی ما آنقدر از رفتن یک نفر میترسیم که فراموش میکنیم خودمون هم حق انتخاب داریم.
فقط او نیست که میتونه تصمیم بگیره بماند یا برود؛ تو هم میتونی تصمیم بگیری کنار کسی بمانی که حضورت را قدر میداند، نه کسی که مجبورَت میکند برای چند دقیقه توجهش التماس کنی.
اگر کسی دوستت ندارد، ارزش تو کم نشده.
اگر کسی تو را انتخاب نکرد، به این معنی نیست که انتخابنشدنی هستی.
اگر کسی نتوانست قدر تو را بداند، به این معنی نیست که چیزی برای قدر دانستن در تو وجود نداشته.
گاهی آدمها فقط آدمِ مناسبی برای دوست داشتن ما نیستند. همین.
و تو نباید برای اثبات ارزش خودت، خودت را تا جایی خسته کنی که آخرش حتی خودت هم یادت برود چه کسی بودی.
دوست داشتن واقعی قرار نیست تو را محتاج کند.
قرار نیست هر شب با خودت فکر کنی «نکنه دیگه دوستم نداره؟»
قرار نیست برای یک پیام، یک تماس، یک توجه ساده، صد بار خودت را سرزنش کنی.
قرار نیست همیشه تو آغازکننده باشی، تو ببخشی، تو کوتاه بیایی، تو منتظر بمانی و تو برای حفظ رابطه بجنگی.
عشق اگر فقط با تلاش یک نفر زنده بماند، دیگر اسمش همراهی نیست؛ خستگی است.
پس اگر یک روز دیدی داری برای دوست داشته شدن التماس میکنی، یک لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«آیا من واقعاً میخواهم کسی دوستم داشته باشد، یا فقط میترسم کسی من را دوست نداشته باشد؟»
این دو تا خیلی با هم فرق دارند.
تو سزاوار رابطهای هستی که در آن مجبور نباشی برای دیده شدن فریاد بزنی.
سزاوار کسی هستی که حضورت را بفهمد، نه اینکه دائماً نبودنت را به رخت بکشد.
سزاوار آرامشی، نه اضطراب دائمی.
سزاوار محبت متقابلی، نه توجه قطرهای.
و مهمتر از همه، خودت را به خاطر اینکه دلت محبت میخواهد سرزنش نکن. نیاز به دوست داشته شدن ضعف نیست؛ اما تحقیر کردن خودت برای گرفتن محبت، چیزی نیست که باید به آن عادت کنی.
اگر کسی قرار است بماند، بگذار با خواستن خودش بماند.
اگر قرار است دوستت داشته باشد، بگذار از دل خودش باشد.
و اگر کسی برای ماندنش مجبور است تو را بشکند، شاید چیزی که باید نجاتش بدهی آن رابطه نباشد؛ شاید باید خودت را نجات بدهی.
تو قرار نیست برای دوست داشته شدن، خودت را گم کنی.
کسی که ارزش ماندن در زندگی تو را داشته باشد، قرار نیست از تو بخواهد برای ماندنش خودت را فراموش کنی.
تو کافی هستی؛ حتی وقتی کسی انتخابت نمیکند.
