نَطنز
Открыть в Telegram
هرچی سلیقمون باشه توشه.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
239
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+230 дней
Архив постов
239
There’s a look of hunger in a women with heat,
It’s enough to lift an old man from his knees.
Like the piece of a puzzle he’s been looking for,
He was leaning to dying, now he’s coming back for more.
نگاه سرشار از ولع یک زن زیبا
کافیه تا یک پیرمرد رو از روی زانوهاش بلند کنه
مثله قسمتی از پازل که به دنبالش می گرده
خم شده بود که بمیره، حالا برای بیشتر بدست آوردن برگشته
The look of a women when she gets you alone,
You can’t see what’s coming but there’s blood in your bones,
There’s power in your pocket and ships in your sea,
It doesn’t often happen, but it happened to me.
نگاه یک زن وقتی باهات تنها میشه
نمی تونی ببینی چی می خواد بشه اما خون توی استخوناته ( با استخونات حسش می کنی )
قدرتی توی دستاته و اوضاع به کامته
زیاد اتفاق نمیفته، اما برای من اتفاق افتاد
( حس زمانی که با عشقتون تنها میشید رو به قشنگی روایت کرده. )
Then she goes back to her man,
Back to her man,
Back to, back to, her man.
سپس ( دختره ) برگشت پیشه مردش ( رفت پیشه یکی دیگه )
برگشت پیشه مردش
برگشت، برگشت، پیشه مردش
( اما اوضاع دووم نیاورده و جدا شدن و در قسمت بعد توصیف از نحوه جدا شدن رو می شنوید. )
There’s a look of war in the way that you go,
But the lead in your arrow is loose, don’t you know?
But whatever you got, you lost in the game,
Of picking your own pockets for someone to blame.
طوری که تو رفتی ظاهری مثله جنگ داشت
اما هدف کمانت گمشده، نمی دونی چرا؟
اما هرچیزی گیرت اومد، توی این بازی باختی
جیب خودتو زدیو دنبال کسی گشتی که متهمش کنی
There may be nothing above the arc of love,
Depending on who you’re dreaming of.
You can’t escape when it feels like rape,
But who’s raping who?
شاید چیزی بالاتر از کمان عشق نباشه
بستگی داره خیال کی تو سرت باشه
وقتی حس تجاوز داره نمی تونی قرار کنی
اما کی به کی تجاوز می کنه؟
Then she goes back to her man,
Back to her man,
Back to, back to, her man.
سپس ( دختره ) برگشت پیشه مردش ( رفت پیشه یکی دیگه )
برگشت پیشه مردش
برگشت، برگشت، پیشه مردش
she goes back to her man,
Back to her man,
Back to, back to, her man.
سپس ( دختره ) برگشت پیشه مردش ( رفت پیشه یکی دیگه )
برگشت پیشه مردش
برگشت، برگشت، پیشه مردش
She don’t love him
(Back to her man)
She don’t love him no more
(Back to her man)
She don’t love him, love him
(Back to, back to, her man)
She don’t love him no more
( دختره ) دوسش نداشت
( برگشت پیشه مردش )
دیگه دوستش نداشت
( برگشت پیشه مردش )
دوسش نداشت، دوسش نداشت
( برگشت، برگشت، پیشه مردش )
دیگه دوستش نداشت
She don’t love him
(She goes back to her man)
She don’t love him no more
(Back to her man)
She don’t love him, love him
(Back to, back to her man)
دوسش نداشت
( برگشت پیشه مردش )
دیگه دوستش نداشت
( برگشت پیشه مردش )
دوسش نداشت، دوسش نداشت
( برگشت، برگشت، پیشه مردش )
239
آنگاه از زیبایی تو به پرسش می افتم، که تو نیز می بایست با ویرانگیریِ زمانه همراه شوی، چراکه زیبایی و شکوهِ جهان، خود را رها میکنند، و میمیرند در همان حال که دیگران به شکوفه مینشینند؛ و هیچ چیز در برابر داس زمان ایستادگی نتواند کرد، مگر فرزندانی که بمانند تا با رفتن تو با زمانه ستیزه کنند…
239
Repost from -گوه هایی که نباید بخوریم-
یک ماه پیش امروز؛
هزاران نفر بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند. برای آخرین بار صبحانه خوردند. برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند. برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند. برای آخرین بار کار کردند. برای آخرین بار آهنگ گوش دادند. برای آخرین بار رویا بافتند. برای آخرین بار لباسی را پوشیدند. برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند. برای آخرین بار خندیدند. برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند. برای آخرین بار گفتند: «نگران نباشید، مواظبم». برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند. برای آخرین بار مثل همیشه شجاع و شریف ماندند. برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند. برای آخرین بار عاشق ایران بودند. برای آخرین بار امید داشتند. برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند. برای آخرین بار کمک کردند. برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.
donteatthisshit | -
239
امروز مهدیمون میگف ملت فقط تو اینستا ناراحتن و گرنه بیا و ببین چه عشق حالایی میکنن دیدم عه راس میگه واقعا…
239
Repost from سبز.
اشکالی نداره اگه اخیراً افت تحصیلی داشتی، دست و دلت به هیچ کاری نمیره، عصبی ای، بد اخلاقی، تحملت کم شده، کلافه ای، ارتباطاتت با ادما بهم میخوره و افسردگی گرفتی. خودتو سرزنش نکن، همه همینیم. به خودت سخت نگیر. تو یه انسانی سرتو بالا بگیر و به خودت افتخار کن. یکم استراحت کن، به خودت برس و بعد پاشو راهتو ادامه بده. یادت نره، میگذره، از پسش برمیای دیر یا زود زمانش زیاد مهم نیست. تو دوباره سبز میشی و شکوفه میزنی و اینو بدون قشنگ ترین شکوفه ها توی بهار، مال درختایین که زمستون سختیو سپری کردن.
-دیاکو.
