sea🌊(چک نمیکنید لف بدید🙏)
Открыть в Telegram
218
Подписчики
Нет данных24 часа
-197 дней
+130 дней
Архив постов
جدی میگم چون خیلی ذهن برنامه ریز و هنری طوری دارم همیشه برنامه های جالبی دارم.
Repost from دلیریوم
دلم میخواست که یه خونه
توی باغ
پشت جنگل داشته باشم
و هر زمان که احساس گمگشتگی میکردم
میرفتم و بین درختها میدوییدم
گم میشدم
میرفتم کنار رودخونه،
تا وقتی خودم رو توی آب ببینم
درونم ماهی ببینم
ماهی هایی که آزادن
که فکر کنم آزادم
و هر وقت رشتهی خیالم از دستم در میرفت
میدادمش به ابریشما
تا ازشون پیله بسازن
شاید فکرام پروانه میشدن
و هروقت
احساس سنگینی کردم
موهامو باز کنم
تا با باد برن
مثل برگ درختها
که با پاییز میرن
و کاش اگه باز هم بودم
بار دیگه
طبیعت باشم، آب، درخت، یا پروانه.
