Ez û Ez
Открыть в Telegram
سوای خونِ دلت، در سبو چه میبینی؟
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
270
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+1230 дней
Архив постов
270
او به قتلم شاد و من غمگین، که گاهِ کُشتنم
ناگه آزادی نبینَد، ساعد و بازویِ او
- هلالی جغتایی
270
به قدر کافی زیبا بودی؛ اما راهی به سویت نداشتم. این نیمه غمگین و منزویِ قلبم بود که تو را دوست داشت؛ همان بخشی از من که هرگز نمیتوانست آغازگر ارتباط باشد.
