مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
Открыть в Telegram
🪪🦦☕️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
601
Подписчики
-1524 часа
-587 дней
-57330 дней
Архив постов
گفت ببخشید.
و من فکر کردم که ببخشید را مگر نباید به کسی گفت که در خیابان به او تنه زده ای؟ نه آنکه قلبش را شکسته ای...
دخترک خیال پرداز ،
نه از این دنیاست،نه برای این دنیا.
او فقط آمده بود کمی رویا در این خاک بپاشد.
معلومه تا وقتی ته ماجرا رو در نیارم ول نمیکنم
من از بچگی شرلوک هلمز رو دنبال میکردم
ָ࣪ ˖ ⋆⊹ Different people see me differently. Some think I'm kind and friendly, others think I'm rude or arrogant. Some see me as quiet, while others say I talk a lot. But I'm still the same person, It's just that people bring out different sides of me, depending on how they treat me. ─ ⋆⋅✶
انقدری که از چای انتظار دارم زندگیمو درست کنه، از خودم انتظار ندارم...
خانواده های ما عادت کردهاند نگران حال دیگران باشند ؛ اما ، نمی توانند نگران حال ما شوند.
چرا که ما سقفی برای زندگی ، نانی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن داریم...
همیشه بین گزینههای " is it better to speak or to die" چایی خوردن رو انتخاب میکنم
انقدر معیارهای عجیبوغریب برای دوست و رفیق و پارتنر گذاشتیم و روابط رو از عکسهای پینترستی و داستانهای خیالی قضاوت کردیم که یادمون رفته آدما همینن. معمولین. همیشه خوب نیستن، کامل نیستن، اشتباه میکنن، خسته میشن، ناراحت میشن، حق دارن...
نمیشه وسط تابستون یه آکولاد باز کرد یکم پاییز شه مثلا؟ دیگه زیادی تابستونه...
« چه تهمت ها شنیدیم چه تلخی ها چشیدیم عروسک جون تو میدونی چه حسرت ها کشیدیم »
شما می دونین چرا وقتی بچه بودیم یک شخصی از درونمون شاید هم از بیرون باهامون حرف میزد و وادارمون میکرد کارهای عجیب غریبی که می گفت رو انجام بدیم؟ ( اون چه موجودی بود )
چرا هنوز برای منم هم همینطوره؟ فقط موجودش عوض شده...
