ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

| بسیجـےِ عاشــق |

| بسیجـےِ عاشــق |

Открыть в Telegram

وَسَعَيْتُ لِلْأَمْجَادَ تَطْرُقُ بَابَهَا بَابَ الشَّهَادَةِ خَيْرَ بَابٍ يَقْرَعُ

Больше
149
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-1230 дней
Архив постов
یه‌روزی‌میرسه‌ هرچیزی‌که‌بهش‌دل‌بستیم هرکسی‌که‌بهمون‌گفت‌دوست‌دارم بهمون‌پشت‌میکنه یه‌چیز‌‌میمونه‌الا..روی‌ُحسین‌ع

آه از دوری . . .

-بایدم از من فرار کنید...

تو را است معجزه در کف ز ساحران مهراس عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز...

«فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ» بقره-۱۹۴ «هرکه به شما تجاوز کرد با او مق
«فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ» بقره-۱۹۴ «هرکه به شما تجاوز کرد با او مقابله به مثل کنید.»

مُشت بر دیوار و سر بر سنگ و دندان بر جگر لب فرو بستیم و راهی جز شکیبایی نبود
-فاضل نظری

به جمع وصل ، یک یک عاشقان را یاد می‌آری نمیدانم چرا من می‌شوم دائم فراموشت ..💔

تو می آیی و از نزدیک می بینم تو را آخر همان وقتی که میمیرم ؛ عجب میمیرمِ خوبی .. #عبدالزینب

- ؛)

امیرالمؤمنین علیه‌السّلام:
- وَ لَا وَجَدْتُ ذُلًّا مِثْلَ اشْتِغَالِ‏ قَلْبِي‏ بِفَارِغِ الْقَلْبِ مِنِّي‏... - من هیچ ذلّتی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش از من فارغ است...

دیگر‌تو‌را‌دوست‌ندارم‌! دیدی؟ باز‌هم‌رو‌‌ی‌ِحرف‌های‌ِ‌دروغم‌خط‌کشیدم!

ـ عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه میدانی در شعله نرقصیدی ، پروانه چه میدانی لبریز می غم ها ، شد ساغر جان من خندیدی و بگذشتی پیمانه چه میدانی یک سلسله دیوانه افسون نگاه او ای غافل از آن جادو افسانه چه میدانی ؟..

- چاي دم کن ؛ خسته ام از تلخي نسکافه ها .. چاي با عطر هل و گلهاي قوري بهتر است :) حامدعسکری`

_ اگر دیدی کسی چون مَن ، به پایِ ماندنت جان داد از او بِستان تو جانش را ، ولی با او بمان لطفاً .

زیبا...

من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عَدَم بود سراپای وجودم یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس شعری که سزاوار تو باشد نسرودم

Repost from N/a
چه قشنگ گلایه می‌کنه جنابِ سعدی شیرازی : _ رَوا بُوَد که چُنین بی‌حساب ، دل ببری ؟ _ بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست بگوی اگ
+1
چه قشنگ گلایه می‌کنه جنابِ سعدی شیرازی : _ رَوا بُوَد که چُنین بی‌حساب ، دل ببری ؟ _ بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست بگوی اگر گُنهی رفت و گر خطایی هست روا بوَد که چنین بی‌حساب دل ببری؟ مَکن که مظلمه خلق را جزایی هست توانگران را عیبی نباشد اَر وقتی نظر کنند که در کویِ ما گدایی هست به کامِ دشمن و بیگانه رفت چندین روز ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست کسی نماند که بر دردِ من نبخشاید کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی از این طرف که منم همچنان صفایی هست به دودِ آتش ماخولیا دماغ بسوخت هنوز جهل مصور که کیمیایی هست به کامِ دل نرسیدیم و جان به حلق رسید و گر به کام رسد همچنان رجایی هست به جانِ دوست که در اعتقاد سعدی نیست که در جهان به جز از کویِ دوست جایی هست

به به...

زندگی کردنِ من مردنِ تدریجی بود آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم ...

شعر بفرستید میزارم تو کانال بهتر از حرف زدن و وقت تلف کردنه