چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
Открыть в Telegram
https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
580
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
+6030 дней
Архив постов
شاید همهچیز با نان آغاز شد. ما فرزندان انقلاب نبودیم، ما نان بودیم. نان داغی که لقمهٔ چپ سران حکومت شدیم. تکهپارهمان کردند و خوردند و پاشیدند. نه. چه میگویم؟ انگار که در این خلقت اضافه بودیم. ما را مصرف جامعهمان نکردند، ما را اسراف کردند، پخشمان کردند که بر سفرهٔ خودمان ننشسته باشیم، که هیچکداممان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویتمان را به لجن کشیدند که حتا در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیهٔ مردم زندگی کنیم.
— فریدون سه پسر داشت، عباس معروفی
#تکهها
In the back of my mind اون عقب عقبای مغزم You died تو مردی And I didn’t even cry و من حتی گریه نکردم No, not a single tear نه، نه حتی یدونه اشک And I’m sick of waiting patiently for someone that won′t even arrive و من از اینکه صبورانه منتظر کسی هستم که حتی نمیاد خسته شده ام In the back of my mind اون عقب عقبای مغزم I killed you من کشتمت And I didn′t even even regret it و من حتی پشیمان نشدم I can’t believe I said it نمیتونم باور کنم اینو گفتم But it′s true اما این حقیقت داره I hate you ازت متنفرم
«دیوانهتر از مردم دیوانه اگر هست، جانا، به خدا من، به خدا من، به خدا من...»
Repost from عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
یکی از دلیلهای علاقهام به یادگرفتن زبانهای جدید اینه که وقتی موزیکی به اون زبان رو گوش میدم با پوست و استخون حسش کنم. مثلا یهو یه کلمه جدید یاد میگیرم و توی فلان موزیک میشنوم و اینجوری میشم که: عههههه!
«دیگه وقتشه با آخرین پروانه هایی که تو دلم نگه داشته بودم خداحافظی کنم.»
