چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
Открыть в Telegram
https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
585
Подписчики
-124 часа
-117 дней
+7230 дней
Архив постов
ستارهها، در اوجِ سکوتِ بیکرانِ کیهان، تنها در تاریکی میدرخشند. آنها برای تماشاگرانِ زمین نمیدرخشند، بلکه برای خودشان، در انزوایِ باشکوهِ خود، نور میتابانند. رنگ آبیِ ستارهها، سرد است اما نه از سرِ بیاحساسی، بلکه از سرِ پختگی و قدرت. آبی، رنگِ عمق است؛ رنگی که نشان میدهد این نور، نه از تلاطمِ آتشِ سرخ و بیثبات، بلکه از آرامشِ سرمایِ بیانتهای خلأ نشأت میگیرد.
من نویسنده ام و براش کتاب نوشتم و چون حسی بهم نداشت ازش خداحافظی کردم با تمام عشقی ک داشتم
آنکه بی یار کند، یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی
آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی
- مولوی
سعی کردم که بمانی و بریدی به درک
کارمان را به غـم و رنج کشیدی به درک
به جهنم که از این خانه فراری شده ای
عاشقت بودم و هرگز نشنیدی به درک
میوهی کال غزل بودم و از بخت بدم
تومرا هرگز ازاین شاخه نچیدی به درک
فرق خر مهره و گوهر تو نفهمیدی چیست؟
جنس پاخوردهی بازار خریدی به درک
دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین
سادگی کردی و از دام پریدی به درک
عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد
میکشی از ته دل آه شدیدی به درک
نوشدارو شدی اما بــه گمانم قدری
دیر بالای سرکشته رسیدی به درک...
-سوفی صابری
لب فروشی میکنم در حول و حوش گردنت
مانع کسب است جانم دکمه پیراهنت
-بهنام اصول زاده
هنوز اگر تو بیایی، دوباره میشوم آغاز!
اگرچه خستهتر از آفتاب بر لبِ بامم...
- حسین منزوی
تو مَبین که خاکَم
از خستگی و شکستگی ها...
تو بِخواه تا بِسویت
ز هوا سبک تر آیم ...
- حسین منزوی
عشق آن قدر از موی تو زنجیر به هم بافت
تا ساخت کمندی که کشانید به بندم
- حسین منزوی
I use my second language to understand my third,so yes,I’m exactly who I am.
امیدوارم عمرم برای تجربه کردن و زیستن “این غیرممکنی که به قول رها ممکن شده “کم نباشه
و بتونم زندگی رو زندگی کنم و نهایت حسهارو بچشم
میخوام ذرهذرهی این زندگیو داشته باشم وازش لذت ببرم
چیزایی که دوس دارم تجربه کنم و یادبگیرم
-ورزش ایریال
-سوارکاری
-کلاس رقص
-نویسندگی
-نمایشنامه خوانی
-سفالگری
-بافتنی
-نقاشی ساختمان
-دورهمی (کلوپ نقاشی)
-سفر تنهایی
-دیدن دیزنی لند ژاپن
-سفر با کمپر
-زندگی تو خونهی نزدیک دریا
-شیرینی پزی
-زبانای جدید
-کیک بوکسینگ (حرفهای)
-گلآرایی
-پادکست ساختن
-تدریس
-برگزاری دورهمی کتابخوانی
-ترجمه کتاب
-طراحی لباس
-کوه نوردی
Repost from N/a
گفتهاند آن زنی دیوانه است
کز لبانش بوسه آسان میدهد
آری، اما بوسه از لبهای تو
بر لبان مردهم جان میدهد
- فروغ
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر باره از اين گونه خطاها نکنم
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من
عهد کردم که دگر توبهي، بيجا نکنم
-مولانا
تعريف از خود نباشه يكى از داشتنم ديونه ميشه يكى از نداشتنم كلا آدم ديونه كنندهايم.
من فیلمهای خوب زیاد ندیدم،
اما از Soul on Fire و Unexplainable این رو یاد گرفتم که تا آخرین لحظه، شانسِ برنده شدن رو دارم.
In other words,
توی زمین فوتبال تا زمانی که سوت پایان زده نشده، هنوز فرصت داری بازی رو به نفع خودت تموم کنی.
من اگر دل بدهم دل نشکستن بلدی؟
تا ابد مال تو باشم تو نرفتن بلدی؟
بلدی تکیه کنم جا نزنی رد نشوی
من اگر شکوه کنم دست گرفتن بلدی؟
بلدی دل ببری عشوه کنی ناز کنی
غیر از این ها تو بگو ناز کشیدن بلدی؟
خواستم شاعر چشمت بشوم، پرسیدی
بیتی از عشق بگو شعر سرودن بلدی؟
چشم تو سوژه ی نقاشی امروز دلم
بنشین، پلک نزن خوب نشستن بلدی؟
دو سه خط عشق برای دل عاشق بنویس
همه ی دار و ندارم تو نوشتن بلدی؟
حسین منزوی
#شعر
