ای کاش؛
Открыть в Telegram
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر؟ گفتم آن غصه که در جهان نگنجد دارم https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-yAnIKsYTPb
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
223
Подписчики
-124 часа
+17 дней
+130 дней
Загружаем данные
Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
ноябрь '26нояб. '26
ноябрь '26
+1
в 1 каналах
октябрь '26
+37
в 7 каналах
Get PRO
сентябрь '260
в 8 каналах
Get PRO
август '26
+196
в 20 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 01 ноября | +1 |
Посты канала
بر خلاف همه دنیای درد برای من آنقدر ها هم سیاه و سفید نبود.
نه اینکه رنگ های دنیای درد با رنگ های شیرین رنگ لبخند او یکی باشد.
ولی رنگین بود:
آسمانی آبی رنگ ولی گرفته؛ پنداری که آسمان هم در این دنیا میخواهد بلند شود ولی انگار که بدنش به سان درختی کهن سال ریشه در زمین کرده و بیرون کشیدن این ریشه ها دیگر فقط در عالم رویا دانستنی است.
خورشید قرمز رنگ؛ گویی که از اون خون میبارد؛ پنداری هر آن میتواند از هم فرو بپاشد و درد را بر بستر تمام ساکنین سرزمین غم بباراند. ولی با گرانشی ضعیف که دیگر منقضی شده، سال هاست که ادامه میدهد.
اما درختان سرزمین غم فرق دارند؛ تنه ها همان تنه های قهوه ای رنگ آَشنا.
بو، همان بوی درختان جنگل های عادی را میدهد.
ولی برگ هایش انگار که عالم رویا سر در آورده اند.
بعضی نقره ای و بعضی خاکستری اند، انگار که نقره ای رنگ ها خالی اند و هرفکر یک برگ را خاکستری میکند.
یک جنگل پر از برگ های خاکستری.
اگر ، این یک بدن میبود؛
نه مگر ، تن فرتوت و بی خاصیتی میبود؟
چرا همیشه همین را فکر میکنید که باید همه چیز بی نقص باشد؟ آی تف بر کمالگرایی..
این تن، همین تن من و تو است؛
آیا به این پنداشتی که چگونه همچنان نفس میکشی؟
هر چند بریده بریده و سنگین، نفس هایت بیرون می آیند.
حق تو هیچ یک از این ها نبود، حق من هم نبود، حق هیچ یک از ما ها این نبود.
اما رسم این فلک بدین گونه است، راه چاره چیست؟
گاهی هم کامل نیستی، خب مگر چه مشکلی دارد؟ گاهی آدمی نیاز به ماندن در حال بد دارد.
ورای هر حس و حالی فقط باید بد باشد.
اما از همان اول به همهمان گفتند باید حال خوب را همیشه نشان دهی.
خب چرا؟
چرا باید از همان اول پنهان کردن حالمان را به ما یاد میدادند تا فوران کردن را تجربه کنیم؟
در همان سرزمین غم، بعضی غم ها به سان غول هایی در میآمدند و ما نصف عمرمان را برای فرار از آنها گذراندیم اما در نهایت؟
زیر آن ها خرد شدیم و هر بار یک تکه از خود را گم کردیم.
خداوندا مرا بمیران برای درد قلب تک تکشان که اگر آموخته بودندمان گاهی هم میشود بد بود دیگر تلنبار غم هایمان غول نمیساخت.
| 2 | «در لبخندت گم میشوم، در میان این غمها
در این رویا و در این نخها
میروم و میمیرم تا تو از جایت برخیزی
شاید هنگام مرگم تو کنارم باشی.»
فرزانه انگار | 8 |
| 3 | I would do anything for you to see your smile. | 11 |
| 4 | I would do anything for you, to see your smile. | 1 |
| 5 | به امید لبخدد | 21 |
| 6 | اگه این چنل رو دوست دارید، این پیام رو فور کنید، تو چنلهای جدید جوین بدم و از بقیه لفت بدم.
جوین باشی خوشحالم میکنی.✨ | 14 |
| 7 | https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-yAnIKsYTPb | 22 |
| 8 | این پیام رو فور کنید، رو ناشناستون ریپلی کنید، واستون نامه بنویسم بفرستم.
ظرفیت: ۵۰ چنل اول+ ۲۰ چنل رندوم.
جوین باشی خوشحالم میکنی.🧚♂ | 14 |
| 9 | من که روی آب شناور بودم و از حال اطرافم بی خبر.
چرا مرا اینگونه با خبر کردید؛
اصلا به جهنم که با خبر کردید، اما چرا مرا تنها گذاشتید؟ شما که دیدید دارم دست و پا میزنم.
شما که دیدید اب به زیر چونهام رسید، چرا باز هم کاری نکردید.
شما که از اول نمیخواستید کاری کنید و پیش من بمانید، چرا مرا هشیار ساختید؟
باز هم چرا، چرا، چرا… | 203 |
| 10 | تولدتون مبارک | 39 |
| 11 | به امید لبخند | 40 |
| 12 | اینو فور میکنید چنلاتون؟
یه پست ازتون فور میکنم بمونه و حمایتی ام از من بشه.. | 12 |
| 13 | معنیِ «نمیدونم» تو واژهنامه من:
من مضطربم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من حالم بده، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من میدونم اما نمیخوام بگم، پس تو میشنوی «نمیدونم».
من نگرانم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من حسادت کردم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من دارم فرو میپاشم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من بدم میاد اینکارو انجام بدی، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من قهرم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من کلافم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من عصبانیام، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من دارم گریه میکنم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من میخوام آشتی کنم، اما تو میشنوی «نمیدونم».
من حتی وقتی نمیدونم هم نمیدونم. | 1 |
| 14 | شاید کتابها همون پناهی بودن که هیچوقت نتونستم توی آدمها پیداشون کنم. | 41 |
| 15 | یه پارچه ای که میخواستی باهاش لباس بدوزی ولی خراب کردی و تیکه تیکه شده، حاضری به هر قیمتی اونو بفروشی.
فکر میکنی هر چیزی بعدش بیاد قراره بهتر از همون لباس تیکه پاره باشه.
اما حقیقت؟
تو اون رو فروختی، چون فکر میکردی دیگه بدتر از هیچی نداشتن که چیزی نیست.
ولی حقیقت خیلی فرق میکنه.
چیزی که هیچکدوم انتظارش رو نداشتیم؛ ولی تجربش کردیم.. | 1 |
| 16 | این پیامو فور کنید چنل پابلیکتون
از بین چنلا به یکی از اونر ها کتاب هدیه میدم.
هزینه ارسالش با خودتونه | 16 |
| 17 | حالا که استارز روش خورد پاکش نکن دیگه.
خیلی قشنگه. | 12 |
| 18 | (بمونید، نه به هر قیمتی) | 121 |
| 19 | بمونید، ولی نه به هر قیمتی | 1 |
| 20 | به امید لبخند | 109 |
