ru
Feedback
Nagi🌱✨

Nagi🌱✨

Открыть в Telegram

همیشه سبز.....☘️🙂 @sunshineaabot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
354
Подписчики
-5924 часа
+437 дней
+4530 день
Архив постов
Repost from ASΛLꫂৎ
پینترستی ترین چنلارو براتون فولدر کردم و اوردم فقط کافیه بزنی رو لینک و ادش کنی🙂‍↔️🎀 Folder💕 تادا حالا تو دارای پینترستی ت
پینترستی ترین چنلارو براتون فولدر کردم و اوردم فقط کافیه بزنی رو لینک و ادش کنی🙂‍↔️🎀 Folder💕
تادا حالا تو دارای پینترستی ترین چنلایی...
شات اد زدنتو با تگتو بده اینجا ناناز
Bot

سیگار با طعم‌ لیمو یافتم👀🍋
سیگار با طعم‌ لیمو یافتم👀🍋

سیگار با لیمو یافتم👀🍋
سیگار با لیمو یافتم👀🍋

Видеосообщение00:29

تو به جانم چون دوا من به عاشقت مبتلا هردو پشیمان...

Aiva - Giso-Parishan - 320.mp34.64 MB

ی خوش آمد ویژه بدهکارم به همه عزیزانی که تازه اومدن خوش اومدییییین☺️✨🌻

sticker.webp0.38 KB

فدای سرت،خودتم خسته بودی خب

ای باباااا

امروز خیلی ادم بدی بودم چون ی خانومی کنارم وایساده بودکه پاهاش درد میکرد و چون خودم خیلی راه رفته بودم و خسته بودم اصلا حواسم بهش نبود که پاشم اون بشینه تازه وقتی رفت روبه روم نشست فهمیدم بندخدا خیلی وقت بود کنارم وایساده بود:)))

Repost from BlueLit
فور بزنید چنلای قشنگتون تا بیام یه پست ازتون فور بزنم🌻
اگه دوست داشتید اینجا هم داشته باشید

این و یا این پست من رو فور کنید ؛ تا من دو پست ازتون فور کنم دیده بشید🍞☕️-

🍋🌱-
+1
🍋🌱-

«اگر همه چیز نابود می‌شد و او باقی می‌ماند، من همچنان به زندگی ادامه می‌دادم؛ اما اگر همه چیز باقی می‌ماند و او از بین می‌رفت، جهان برایم غریبه می‌شد.» «او بیشتر از خودِ من، خودِ من است. روح‌های ما از هر چه ساخته شده باشند، روح او و من از یک جنس‌اند.» _ بلندی‌های‌بادگیر #کتاب

˚⋆او همیشه، همیشه در ذهن من است؛ نه چون مایه شادی من است، بلکه چون وجود خودش بخشی از وجود من است˚⋆
+1
˚⋆او همیشه، همیشه در ذهن من است؛ نه چون مایه شادی من است، بلکه چون وجود خودش بخشی از وجود من است˚⋆

شاید در دنیای دیگر... شاید آنجا آزاد باشیم؛ آزاد از همه دیوارهایی که میان آدم‌ها کشیده‌اند، آزاد از فاصله‌هایی که نامشان را سرنوشت گذاشته‌اند. شاید عصرها کنار رودخانه کابل قدم بزنیم، بی‌آنکه زمان از کنارمان عبور کند، و من هر چند قدم یک‌بار به بهانه‌ای کوچک دستت را محکم‌تر بگیرم. شاید صبحی در بامیان، میان سکوت کوه‌ها و آسمان بی‌انتها، لبخندت از طلوع خورشید هم زیباتر باشد و من فراموش کنم جهان بیرون چگونه می‌گذرد. شاید در کوچه‌های هرات، زیر نور چراغ‌های کم‌جان شب، قصه‌هایی را برایت تعریف کنم که پایان همه‌شان به تو می‌رسد. شاید در مزار شریف، میان شکوفه‌های بهار، موهایت در باد گم شود و من برای پیدا کردنشان تمام عمرم را قدم بزنم. شاید شبی از بلندی‌های پنجشیر به آسمان پرستاره خیره شویم و آرزو کنیم زمان همان‌جا متوقف شود، در همان لحظه‌ای که سرت روی شانه‌ام است و جهان چیزی جز آرامش نمی‌شناسد. شاید در دنیای دیگر، هیچ قطاری برای رفتن نباشد، هیچ جاده‌ای برای دور شدن، و هیچ داستانی که با خداحافظی تمام شود. شاید در دنیای دیگر، من و تو در شهری از نور و باد و ستاره، بی‌آنکه کسی عشق را از ما دریغ کند، بالاخره به هم رسیده باشیم.

_

‌ ‌ ‌ ‌ این پیام و فور بزنید، چنلتون به یک پدید طبیعی در جهان تشبیه کنم .
جوین باشید حتما چک میشه .