333
Подписчики
Нет данных24 часа
-277 дней
-1030 дней
Архив постов
332
حالا حس میکنم منم وقتشه به این نمایش دراماتیک کسل کننده کوفتی پایان بدم
بدون حامی
بدون تماشاچی
تنها روی صحنه ای که این بار فقط متعلق به منه
فقط من
332
آخه یچیزایی به خواستنه
ولی من دیگه نمیخوام
من دور از آبم نفس ندارم
بعضی وقتا با هر چکه آب تو سینک فکر میکنم
به خودم به آدما به زندگی
حتی به اینکه چرا همیشه یکی بود و اون یکی نبود
من اگه فضاییم بودم تو یه سیاره ی دور افتاده ی جدا بودم که کسی ازش خبر نداشت
تو؟ تورونمیدونم ولی بهت قول میدم حتی اونجا ام هر یکشنبه منتظرت میموندم
حس میکنی؟ خونه بوی نو میده
شایدم بوی روح منه
شاید دارم کم کم میمیرم
به نظر تو میمیرم؟
تدریجی مردنو دوس ندارم تو این سیرک بی معنی که این احمقا میگن اسمش زندگیه
با عذاب زندگی کردنو بد مردنو دوس ندارم
