باد بوی خاک باران خورده میآرد
Открыть в Telegram
نقاشی هام پین هستن بچه ها🤗📌
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
193
Подписчики
-124 часа
+17 дней
-330 дней
Архив постов
پشت خرمنهای گندم،
لای بازوهای بید
آفتاب زرد، کمکم رو نهفت.
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسهی بدرود تابستان شکفت...
Autumn's Carpet, 2020
By Dan Schultz
دارم غبار برگاش رو میگیرم، خیلی ریز و ظریفن واقعا کار سختیه
فقط کاش یکاری هم برای غبار دلم میکردم🫠🌊
+3
سرگشته محضیم و درین وادی حیرت
عاقلتر از آنیم که دیوانه نباشیم 🐋
Paintings by Quint Buchholz
+1
نقاشی های خواهرتو پست کن
در کنارش پزشکی رو هم ادامه بده🦦
بخدا اگه تا یه ماه دیگه خودم نقاشی رنگی نکشیدم اسم اینجارو میذارم nastaran's art😂😭
جایگزین کردن محتوای لطیف، بجای حجم وحشتناک زیادی از درس که کل تابستون به گردنم بود🧘♀️
ری را، صدا میآید امشب
از پشت “کاچ “که بندآب برق سیاه تابش تصویری از خراب در چشم میکشاند. گویا کسی ست که میخواند… اما صدای آدمی این نیست. با نظم هوشربایی من آوازهای آدمیان را شنیدهام در گردش شبانی سنگین؛ ز اندوههای من سنگین تر. و آوازهای آدمیان را یکسر من دارم از بر. یک شب درون قایق دلتنگ خواندند آن چنان که من هنوز هیبت دریا را در خواب میبینم. ری را… ری را… دارد هوا که بخواند در این شب سیا او نیست با خودش. او رفته با صدایش اما خواندن نمیتواند.نیما یوشیج🌊
روز چگونه شب شود؟
زلف گشا که: همچنین!
صبح، سفید چون شود؟
خنده نما که: همچنین!
هر که بگویدَت که شب،
صبح امید چون شود؟
زلف ز روی همچو مَه،
دورنما که: همچنین!
هر که بپرسدت که چون
مهر طلوع میکند؟
جامِ صبوح خورده از
خانه برآ که: همچنین!
