Nela
Открыть в Telegram
2003 Nursing Stu (1403) 4/8 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-2I8ogcSHGZ
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
224
Подписчики
+124 часа
-87 дней
+930 дней
Архив постов
224
امروز تو بیمارستان یه کیس هایی داشتیم
فقط یکی میخواست به وضعیت و جوونی اونا زار بزنه
بین همه کارا ، خدارو شکر میکردم
برای تن سالمو کارامو انجام میدادم
ولی دلم داشت از شدت غصه برای جوون ۳۰ ساله آتیش میگرفت چون که جواب پاتولوژی توده سیگموئیدش ، بدخیم شده بود
کیسه کلستومی بغلش بود و تو این مدت آپاندکتومی هم شده بود
همه زخم ها عفونت داشت
شر شر عفونت میریخت
بخیه هاشو برمیداشتیم و ناله هاش تو گوشمون میپیچید میسوخت
رزیدنت جراحی اومد و گفت باید قسمت های عفونی رو باز کنیم و تخلیه کنیم
ناله هاش بلند تر میشد
و کاری از دستم برنیومد برای آرام شدنش انجام بدم
اون لحظه داشتم به دغدغه اون جوون تو گوشه بیمارستان و جوونی که سالمه فکر میکردم که چی از زندگی میخوان …
دوباره هزاران بار خداروشکر کردم
پس خدایا شکرت
شکرت شکرت
224
امروز تو بیمارستان یه کیس هایی داشتیم
فقط یکی میخواست به وضعیت و جوونی اونا زار بزنه
بین همه کارا ، خدارو شکر میکردم
برای تن سالمو کارامو انجام میدادم
ولی دلم داشت از شدت غصه برای جوون ۳۰ ساله که جواب پاتولوژی توده سیگموئیدش ، بدخیم شده بود
کیسه کلستومی بغلش بود و تو این مدت آپاندکتومی هم شده بود
همه زخم ها عفونت داشت
شر شر عفونت میریخت
بخیه هاشو برمیداشتیم و ناله هاش تو گوشمون میپیچید میسوخت
رزیدنت جراحی اومد و گفت باید قسمت های عفونی رو باز کنیم و تخلیه کنیم
ناله هاش بلند تر میشد
و کاری از دستم برنیومد برای آرام شدنش انجام بدم
اون لحظه داشتم به دغدغه اون جوون تو گوشه بیمارستان و جوونی که سالمه فکر میکردم که چی از زندگی میخوان …
دوباره هزاران بار خداروشکر کردم
پس خدایا شکرت
شکرت شکرت
224
Repost from N/a
#چالش
لطفا این پست و این تکست رو فور کنید براتون فولدر بسازم تا جذب بگیرید🤍✨
پرایوت نباشین
اگه اهل رمان مافیایی هستین منتظرتونیم🍓
224
Repost from N/a
─────────────╮
🗂️ CASE 001
🖤 منجی و مجرم
PART ONE
او موفق شد یکی از خلافکاران را دستگیر کند.
اما نمیدانست پشت این دستگیری،
پروندهای بسیار بزرگتر پنهان شده است.
🔐 「 باز کردن پرونده 」
╰───────────────
224
یه پسر بچه بود دستش شکسته بود و چندمین بار بود دستش و گچ میگرف و میرفت خونه با قیچی باز میکرد
برای باز چندم اومده بود تا دوباره گچ بگیره 🫠
224
خیلی از خود واقعی م دورشدم
قبل ها برای خودم خلوت میکردم خودمو دعوت میکردم یدونه چایی یا قهوه صرفا برای حال خوبم !
ولی چن وقتی بود ک تنهایی نمیرفتم هیچ جایی
نیاز بود که یکم حالمو با قدم زدن زیر نم نم بارون خوب کنم
