ru
Feedback
Bury me at makeout creek.

Bury me at makeout creek.

Открыть в Telegram

Tell me everything by @SpillTheFuckingTeabot

Больше
Иран134 560Категория не указана
336
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1230 дней
Архив постов
Repost from muriel
بخدا هیچوقت باورم نمیشد یروزی اینهمه تلاش کنم که فقط به تلگرام وصل شم

خب اگه پروکسیه کار نمی‌کنه چرا الکی می‌نویسی available😭😭😭😭

وقتی تلگرامم بعد از دو روز برای سه ثانیه Updating می‌شه و یه‌سری از پیام‌های تازه رو برام میاره و دوباره می‌ره رو connecting:

الان دیگه فقط فریدون فروغی می‌فهمه چون «مرگ آن لالهٔ سرخ، کفن خنده به روی لب بود».

ولی من دو سال بود که کلا فقط از یه سایفون استفاده می‌کردم. امیدوارم بدونید این دی‌ان‌اس و اس‌دی‌ان و کانفیگ و ان‌پی‌وی و چرت و پرت‌ها چقدر برام غیر قابل فهم‌ان. این چند روز انگار دارم برخلاف ذاتم کار می‌کنم.

ما دیگه آدم‌های قبلی نمی‌شیم.

از خودم بخاطر نصب روبیکا و ایتا و.. و خفت دادن به خودم توی این مدت قطعی اینترنت عذر میخوام.

در کشوری که هیچ تلویزیون خصوصی یا نشریهٔ مستقل و نهاد غیر وابسته اجازۀ فعالیت نداره اینترنت بین‌الملل (البته اینترنت ذاتاً بین‌المللیه و خیلی خنده‌داره این عبارت از جهتی) شاید تنها جاییه که صدای مردم توش شنیده می‌شه. از صدای ملّت وحشت دارن در بالاترین حد ممکن. شمایی که اینو می‌بینید یه رابط باشید برای صدای بقیه. لذت تکی‌ای وجود نداره این‌جا که آدم بخواد شخصی نگهش داره. شبکه‌های اجتماعی بدون حضور اجتماع معنایی ندارن.

یه جا می‌گن نُه‌ هزار نفر کشته شده‌ن، یه جا می‌گن دوازده هزار، یه جا شونزده هزار، یه جا چهل و سه هزار. حالم از این که اختلاف بین این عددها برامون ناچیز جلوه می‌کنه به هم می‌خوره. اگه امروز بگن چهل هزار و فردا بگن پنجاه هزار برام عادیه. حالم از این که کشته شده‌ن الان برام عادیه و انتظارش رو دارم به هم می‌خوره. بیشتر از همه حالم از این به هم می‌خوره که همهٔ این آمار و عددهایی که داریم حداقل‌ان چون هیچ‌کس تا به حال اجازه نداشته آماری بگیره یا منتشر کنه.

الان ۱۵ روز از وقتی که کل زندگی همه‌مون تغییر کرد می‌گذره و تو این ۱۵ روز من فقط هر روز خشمگین‌تر و عصبانی‌تر می‌شم. برام عجیبه واقعا چقدر تنهاییم. چقدر این دنیا بی‌ در و پیکره و اگه مشکلی -برای یه نفر که هیچی- برای هشتاد میلیون نفر پیش بیاد، هیچ‌کس براش مهم نیست و همه راحت می‌تونن وانمود کنن اتفاقی نیفتاده. سازمان ملل یه بیانیهٔ فرمالیته می‌ده. رییس‌جمهور آمریکا بعد از کشتنِ ۱۶هزار نفر می‌گه من مطمئن نیستم کسی رو کشته باشن. بقیهٔ کشورها از اول داستان می‌گن به ما مربوط نیست. یه شاهزاده از اون‌ور دنیا هنوز درست متوجه مشکل کشوری که ادعاش رو داره نشده. مردم به همه به چشم منجی نگاه می‌کنن و من هم نمی‌تونم سرزنششون کنم. چقدر تنهاییم.

photo content

آشیان رو به خرابی می‌رفت تن پوسیده گواهی می‌داد

اصلا وقتی وصل می‌شم انقدر خوشحال می‌شم که شرم‌آوره.

وای کل دیروز داشتم تلاش می‌کردم وصل شم.

photo content

یک شاهد عینی حاضر در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت، به ایران‌اینترنشنال گفت که نیروهای سرکوبگر جمهوری
یک شاهد عینی حاضر در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت، به ایران‌اینترنشنال گفت که نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در آتش‌سوزی بازار، به کسانی که برای نجات از دود و خفگی با «دست‌های بالا گرفته» از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و خود را «تسلیم» می‌کردند، شلیک کردند. این شاهد عینیِ اعتراضات رشت که به‌تازگی از ایران خارج شده، بر اساس مشاهداتش تخمین زد که طی این دو شب در نقاط مختلف رشت «دو تا سه هزار نفر» کشته و شمار زیادی نیز زخمی، ناپدید یا بازداشت شدند. او به «رگبار بستن مردم» و آتش زدن بازار رشت را با عباراتی تکان‌دهنده توصیف کرد و گفت بازار «هولوکاست» شد و «آدم یاد اتاق‌های گاز می‌افتاد»؛ به این معنا که مردم یا زیر دود و آتش می‌مردند یا ناچار بودند بیرون بیایند و زیر رگبار قرار بگیرند. ادامه این گزارش را در وبسایت ایران اینترنشنال بخوانید https://iranintl.com/202601181335

هیچ روزی برای یک ملّت سیاه‌تر از وقتی نیست که بگه «دیگه کاری از ما ساخته نیست»، و هر اعتراض و انقلاب یک «نه» بزرگ به چنین حرفیه. اگر می‌خواید چیزی تغییر کنه لطفاً هرگز این‌شکل حرفی رو یا سخنانی مؤید بر چنین حرفی نزنید. آدم خودش خسته می‌شه آدم خودش غر می‌زنه، اما همون آدم باید نگاه کنه به پشتش، که پشتش خالیه یا نه، پشت ما این کسانی‌ان که جون‌شون رو گذاشتن کف دست‌شون و رفتن جلو. پشت ما خالی نیست. جلومونه که تا بن دندان مسلح و وحشی و سفاک و استبدادیه. و هیچ‌وقت با هیچ ذره‌ای رها کردن و روی گرداندن، رحمی نشان نخواهد داد. باشد که روی برنگردانیم، تا وقتی کلاً روی دربکِشیم.

دو هفتهٔ پیش داشتم تند تند برای امتحان‌هام می‌خوندم و از طرف دوتا آموزشگاه قرار بود کنسرت داشته باشیم و با چند نفر از بچه‌ها چندتا آهنگ برا یه مسابقه آماده کنیم و با گروه خودم هم آهنگ‌هامون رو تمرین کنیم. الان فقط دو هفته گذشته و تمام این برنامه‌ها برام مسخره به‌نظر میان و نمی‌دونم دیگه چه چیزی رو می‌تونم برای آینده‌م جدی بگیرم.

photo content

عجب سعادتیه که دل مردم رو شاد کنی.