غَرِیْبْ
Открыть в Telegram
• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat
БольшеИран150 049Категория не указана
202
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
-1730 дней
Архив постов
202
هر که در آتش نرفت بیخبر از سوز ماست
سوخته داند که چیست پختن سودای خام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۶) | آهیّات
202
خواهیام آزاد کن خواه قویتر ببند
مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۵) | آهیّات
202
ما به تو پرداختیم خانه و هرچ اندر اوست
هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۴) | آهیّات
202
بلبل باغ سرای صبح نشان میدهد
وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۳) | آهیّات
202
مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بر دوام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۲) | آهیّات
202
شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۱) | آهیّات
202
+2
همهء اون روزایی که تو فکر میکردی من به خاطرت هیچکاری نکردم ؛
من کف دستام توی این وضع بود ،
که بتونم با سر بلند و با شرایط بهتری آغوش برات باز کنم...
-آهی
202
سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۱۱) | آهیّات
202
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو میروی به سلامت سلام من برسانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۱۰) | آهیّات
202
تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد
ریاضتِ من شب تا سحر نشسته چه دانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۹) | آهیّات
202
مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان
که پیر داند مقدار روزگار جوانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۸) | آهیّات
202
چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت
ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۷) | آهیّات
202
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۶) | آهیّات
202
تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت
ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۵) | آهیّات
202
چنان به نَظْرِهٔ اول ز شخص میببری دل
که باز مینتواند گرفت نظره ثانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۴) | آهیّات
202
مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی به هر لقب که تو خوانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۳) | آهیّات
202
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
- سعدی | غزل ۶۱۵ (۲) | آهیّات
