213
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
213
وقتی به آخرین چیزی که ماریا به میمی گفت فکر میکنم غمند میشم و دلم نمیخواد بذارم پارتنرم ازم جدا باشه و نذارم هرگز به اونجا برگرده و بلکه کنارش بمونم تا دوباره صبح شه و ماهِ شب قبلو تو چشاش ببینم:(.
213
دیدنش امروز خالی از لطف نیست:(
چندماه دنبالش بودم و باورم نمیشه امروز بالاخره دیدمش حتی اگه دچار مرگ
