Panda world 🐼
Открыть в Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
228
Подписчики
Нет данных24 часа
+77 дней
+630 дней
Архив постов
قدیمی*
از داستان شاهزاده و گدا متأسفانه دو تا از صفحات مچاله و پاره شدن به لطف بچه فامیل( گریه نمیکنم)
آرامش این صحنه بی نهایت بود🫠🫠🫠
درد داره که فقط یک قسمت اول اون آرامش و زیبایی رو داشت و قسمت دوم تبدیل شد به یه کابوس وحشتناک...
"داشتم فکر میکردم که چیکار کنم خوشحالش کنم؟ تا ولم نکنه؟ که یهو به خودم اومدم و دیدم ده سال گذشته لعنتی ده سال گذشته چطور هنوز عوض نشدی چطور هنوز تو فکر سرویس دادن یه بقیهای تا ولت نکنن از وقتی یه بچه کوچیک بودی از خودت از غذا خوراکی حقوقت نقاشیات محبتت بدنت علایقت گذشتی و جون کندی دوست داشته بشی و هنوزم تو این فکری که اگر واسه خودم نقاشی بکشم بقیه ناراحت میشن که واسه اونا چیزی نکشیدم و میفهمم آره من با اون دختر ۷ ساله تو مدرسه که گرسنه و تشنه برمیگشت خونه و کل تغذیه هاشو تو مدرسه میداد به دوستش چون اگر یه نه میگفت اون ترکش میکرد هیچ فرقی ندارم و هنوزم همونم که بودم و به ندرت برای خودم زندگی میکنم و هنوز تو فکر اینم چیکار کنم دوستامو نگه دارم؟ چقدر بهشون سرویس محبت بدم؟ چقدر براشون خدمت کنم؟ چقدر دیگه مصرف بشم این چرخه تموم شه؟ من که دیگه تموم شدم پس چی قراره از من بمونه وقتی بعد از کاملا مصرف شدن، همیشه دور انداخته میشم و ترک میشم؟ و...ترک میکنم زودتر چون میبینم دارم ترک میشم... ولی حتی بعد از ترک کردن بازم خوشحالیشونو میخوام. خب من چقدر توی این ده سال عوض شدم؟ چقدر به فکر خودم بودم؟ من چقدر برای من، یا بقیه مهمم؟ اصلا میتونم یه روز به آرزو هام برسم با این شدتی که فقط دارم به سرویس دادن به بقیه فکر میکنم؟"
